تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٧ - سوره النساء(٤) آيات ٦٠ تا ٦٩
تثبيت بصيرت است در امر دين و تسميه آن به تثبيت جهت آنست كه بصيرة دين ادعى است به ثبات بر آن و اقوى در اعتقاد حق و ادوم در تثبيت ايشان بر حق و صواب و امنع از ضلال و ابعد از شبهات كما قال سبحانه وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً و يا معنى اينكه قبول موعظه موجب انتفاء است بحق و دوام آنچه آن متصل است بثواب آخرت كه انتفاع ابديست بخلاف انتفاع باطل كه سريع الزوالست و منتهى بعقوبت اخروى و هر كه متعظ شود بموعظه الهى استدعاى تثبيت ايمان خود كند از او سبحانه و گويد (اللهم ثبتنا على دينك) يعنى (الطفنا ما نثبت معه عليه) وَ إِذاً و آن وقت كه تثبيت حاصل شد مر ايشان را در دين ايشان لَآتَيْناهُمْ هر آينه بدهيم ايشان را مِنْ لَدُنَّا از نزد خود أَجْراً عَظِيماً مزدى عظيم و ثوابى وافر كه نعيم جنت است اين كلام جواب سؤال مقدر است كان قيل (و ما يكون لهم بعد التثبيت فقال و اذا لو ثبتوا لاتيناهم) زيرا كه اذن براى جواب و جزا موضوع شده و ذكر مِنْ لَدُنَّا براى تأكيد است بآنكه هيچكس غير از ما قادر نباشد براى اعطاى مثل آن اجر عظيم و براى دلالت است بر اختصاص چه وصول اجر بمثاب ممكن است كه بريد بعضى عباد باشد پس هر گاه از جانب جناب احديت باشد اشرف و ابلغ خواهد بود در عظم نعمت وَ لَهَدَيْناهُمْ و هر آينه راهنماييم ايشان را صِراطاً مُسْتَقِيماً راهى راست كه بآن بجناب اقدس رسند و ابواب غيب بر ايشان مفتوح شود كما قال صلّى اللَّه عليه و آله
من عمل بما علم ورثه اللَّه علم ما لم يعلم
هر كه عمل كند بآنچه دانسته حقتعالى باو عطا فرمايد علمى را كه ندانسته باشد زبده كلام آنست كه ما ايشان را توفيق ميدهيم به ثبات بر طريق مستقيم كه آن هدايت است بمسالك مطلوبه دنيويه و اخرويه و استقامت بر آن يا بجهت آن صراط مستقيم بفوز نعيم رسند كه گرد زوال بدامن آن نرسد آوردهاند كه ثوبان كه مولاى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود روزى بجناب مستطاب نبوت مآب حاضر شد زار و نحيف شده و زار و ضعيف گشته حضرت رسالت (ص) فرمود كه يا ثوبان ما غير لونك رنگ تو چرا تغيير كرده و روى سرخ تو بكدام درد زرد گشته گفت يا رسول اللَّه (ص) من زمانى كه در جمالت نمىنگرم آن زمان را از حساب عمر و زندگانى نمىشمرم و حالا در انديشه آنم چون پيك اجل در رسد و مفارقت ضرورى اتفاق افتد چه چاره سازم و چه حيله بپردازم
|
از مرگ غمى نيست از آن ميترسم |
كز پرتو ديدار تو ميمانم دور |
|