تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٦ - سوره النساء(٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
غير طاعت حقتعالى باشد و هم چنان كه طاعت رسول صلّى اللَّه عليه و آله در حياة او واجب است بعد از وفات او نيز بر وجوب خود باقى است زيرا كه اتباع شريعت لازم است مر جميع مكلفان را بعد از وفات او و بضرورت معلوم است كه مردمان را امر باتباع بشريعت فرموده تا روز قيامت و مفسران را در قول و اولى الامر منكم چند قول است يكى آنكه ايشان امراءاند و اين قول مرويست از ابو هريره و ابن عباس در يكى از دو روايت و ميمون بن مهران و سدى و مختار جبائى و بلخى و طبريست و نزد بعضى ديگر علماءاند و اين از جابر بن عبد اللَّه و ابن عباس بروايت ديگر و از مجاهد و حسن منقولست و بعضى توجيه اين قول كردهاند چه در جميع احكام رجوع بعلماى گرام است و رفع تنازع بين الخصماء راجع بقضاة اسلام است نه بولات و اما اصحاب ما رضوان اللَّه عليهم از امام محمد باقر و جعفر صادق عليهما السلام روايت كردهاند كه
ان اولى الامر الأئمة من آل محمد اوجب اللَّه طاعتهم بالاطلاق كما اوجب طاعته و طاعة رسوله ص
يعنى بدرستى كه اولى الامر ائمه معصوميناند از آل محمد كه حقتعالى طاعت ايشان را واجب گردانيده بر همه بندگان على الاطلاق هم چنان كه واجب گردانيده است طاعت خود و اطاعت رسول خود را بر همه مكلفان و جايز نيست كه حقتعالى واجب گرداند طاعت احدى على الاطلاق مگر آنكه عصمة عطا فرموده باشد و باطن او همچون ظاهر او باشد و مؤتمن باشد از غلط و امر قبيح و اين صفت در امراء و علمايى كه غير ائمه معصومين باشند تحقق نمىيابد و مؤيد اين است كه حقتعالى تسويه فرموده است ميان خود و رسول خود در حكم و طاعت اولى الامر را مقارن ساخته بطاعت خود و طاعت رسول خود و هم چنان كه حكم خود او حكم رسول خود را فوق ساير بندگان گردانيده حكم اولوا الامر را نيز فوق ايشان گردانيده و بديهى است كه تسويه ميان اولوا الامر ميان خدا و رسول در اين امر بدون عصمت ايشان متصور نيست زيرا كه حكم غير معصوم در مظان خطا و مخالفت است و حكم خدا و رسول مجزوم اليقين است پس چگونه ميان حكمين تسويه باشد پس معلوم شد كه ولايت صفت ائمه هدى است از آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله كه امامت و عصمت ايشان ثابتست و همه امت متفقند بر علو مرتبه و عدالت ايشان و در تفسير ابو الفتوح مذكور است كه وجه استدلال اين آيه بر امامت ائمة اثنى عشر صلوات اللَّه عليهم آنست كه حقتعالى اطاعت اولو الامر را باطاعت خود و اطاعت رسول خود مقرون ساخته و چنان كه قديم تعالى از همه قبايح منزه است و رسول او از همه معاصى كبيره و صغيره معصوم و مطهر اولوا الامر نيز بايد كه چنين باشند و باتفاق بعد از پيغمبر غير از ائمه اثنا عشر معصوم نبودند پس مراد باولى الامر ايشان باشند نه غير ايشان و اگر نيز مراد از اولو الامر على العموم باشد لازم ميآيد كه هر حاكمى و عالمى كه بنا حق و ناروا حكمى كند تابع او بايد شد و اطاعت او بايد كرد بجهت عموم لفظ و اين باجماع باطل است و احاديث صحيحه نيز دالند بر اين مدعا از جمله روايت مشهوره متواتره است ميان موافق و مخالف از جابر بن عبد اللَّه انصارى كه گفت از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدم كه من