تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٩٨
او زايدة و السيئة واحدة او اغفر فالويل لمن غلبت احاده عشراته و من لقينى و عليه ملاء الارض خطيئة و لا يشرك بى شيئا جعلت له مثلها مغفرة
يعنى حسنه را ده عوض بدهم يا بيشتر و سيئه را يكى ده جزا بدهم يا بيامرزم و واى بر آن كس كه آحاد بر عشراتش غلبه كند يعنى سيئاتش بر حسناتش غالب شود و هر كس كه نزد من آيد و به پرى زمين گناه كرده باشد و در آن ميانه شرك نباشد مانند آن مغفرة بوى دهم عبد اللَّه عباس گفت كه اين آيه مخصوص است باهل بدو كه ايشان را معرفت بشرع كمتر باشد اما اهل شهرها كه اختلاط با علما بيشتر كند و فقه و شرع آموزند در حق ايشان اين آيه است كه وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها و كميت جزاء مر حسنه هفتصد باشد كقوله تعالى كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ سفيان ثورى گويد كه چون حقتعالى اين آيه فرستاد كه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه
اللهم زدنى فى امتى
بار خدايا بيفزاى براى امت من اين آيه آمد كه مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً فرمود كه
رب زدنى فى امتى
اين آيه آمد كه إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ بعد از آن در بيان ارشاد ميفرمايد كه قُلْ بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله اينقوم را كه تفرقه در دين خود افكندهاند و ببعضى از پيغمبران ايمان آوردهاند و بعضى را انكار نموده و يا ببرخى از احكام شرع گرويده و منكر برخى ديگر شده إِنَّنِي هَدانِي بدرستى كه راه نموده است مرا رَبِّي پروردگار من إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ براه راست بوسيله وحى و ارشاد بآنچه نصب فرموده از حجج بينه و ادله هاديه دِيناً بدل است از محل إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ زيرا كه آن در معنى و هدانى الى صراط است لقوله وَ يَهْدِيَكُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً يعنى نموده است مرا راهى قِيَماً كه پاينده و درست است اين مصدر است كه منعوت به شده است و قياس در آن قومست پس اعلال آن نمودهاند به اعلال فعل آن مانند قيام و قوله مِلَّةَ إِبْراهِيمَ عطف بيان دينست يعنى دينى كه آن ملت و طريقه ابراهيم است عليه السّلام و قوله حَنِيفاً حالست از ابراهيم يعنى در حالتى كه ابراهيم از همه دينهاى باطله باين دين حق مايل شده و قوله وَ ما كانَ عطفست بر حنيفا يعنى نبود ابراهيم عليه السّلام مِنَ الْمُشْرِكِينَ از مشركين يعنى از عبده اصنام و يهود و نصارى و بدانكه ملة مأخوذ است از املاء و وجه تسميه بملة آنست كه آنچه بر پيغمبران وارد ميشده از شرايع متجدده املاء آن ميكردهاند بر امت خود و استعمال آن در احكام است كه اختلاف در آن راه نداشته باشد چون اصول اسلام بخلاف دين كه اعم از آنست