تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٩٠ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
است به آن اقدام نمائيد و آن چه منهى است از آن اجتناب كنيد وَ أَنَّ هذا و بر شما ميخوانم حكم دهم را و آن اينست كه آنچه مذكور شده است در اين سوره از دلايل توحيد و اثبات نبوت و بيان شريعت و ذكر مكارم اخلاق صِراطِي راه من است مُسْتَقِيماً در حالتى كه راه راست است و ثابت چه آن مؤدى به ثواب و جنان است نه راه ديگر فَاتَّبِعُوهُ پس متابعت كنيد و پيروى نمائيد اين راه را در كشاف آورده كه ان هذا صراطى بتقدير لام است كه علت ما بعد است يعنى كه پيروى كنيد آن راه را بجهت آنكه راه راست من است وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ و از پى مرويد راههاى پراكنده و اديان مختلفه و طرق متفرقه را كه بشما نمايند كه معرى از حجت و برهانست و محض تقليد فَتَفَرَّقَ بِكُمْ پس متفرق سازد آن طرق مختلفه شما را و دور سازد عَنْ سَبِيلِهِ از راه حق كه اتباع وحى است و اقتفاى برهان ذلِكُمْ اين اتباع وَصَّاكُمْ بِهِ وصيت فرموده حقتعالى و امر فرموده به حفظ آن لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ شايد كه شما بپرهيزيد از ضلالت و دورى از حق عبد اللَّه مسعود نقل ميكند كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله خطى از براى ما بكشيد و فرمود كه هذا صراط اللَّه اين راه خدا است و بعد از آن خطها از چپ و راست بكشيد و فرمود على كل سبيل منها شيطان بر هر راهى از اين راههاى كج ديوى موكل است كه ميخواند مردمان را بآن پس اين آيه را برخواند كه و ان هذا صراطى مستقيما محققان گفتهاند كه صراط متعين نگردد الا ببدايتى و نهايتى و عارف داند كه بداية همه از كيست و نهايت همه يكيست در اعجاز البيان كه تأليف شيخ صدر الدين قونويست مذكور است كه احاطه حق بهمه اشيا ثابت است كه و اللَّه بكل شيء محيط و آن احاطه وجودى يا علمى باختلاف اقوال منتهاى هر صراط و غايت هر سالك خواهد بود چنانچه فرموده كه صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ از ابن عباس نقل است كه (هذه الآيات محكمات لم ينسخهن شيء من جميع الكتب و هى محرمات على بنى آدم كلهم و من ام الكتاب من عمل بهن دخل الجنة و من تركهن دخل النار) و از كعب الاحبار نيز روايت است كه و الذى نفس كعب بيده ان اول شيء من التورية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ الآيات و قوله ثُمَّ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ عطف است بر وصيكم و ثم از براى تراخى است در اخبار و يا بجهة تفاوت در رتبه كانه قيل (ذلكم وصيكم به قديما و حديثا ثم اعظم من ذلك انا آتينا موسى الكتاب) يعنى آنچه مذكور شد حقتعالى به آن وصيت فرمود در زمان سابق و درين زمان پس اعظم از اين آنست