تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٨٧ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
بحضرت و مراد امت اويند ميفرمايد كه اى اهل ايمان اعتقاد مكنيد مذهب كسى را كه او معتقد هواى خود است و آراى نفسانى را مذهب خود گرفته و اين ممكن است كه آدمى هواى خود را مذهب خود گيرد بيكى از چند وجه يكى آنكه تبعيت هواى كسى كند كه سبقت گرفته باشد و تقليد او كند در آن دويم آنكه شبهه بر او داخل شود و بجهت آن باطل در نظر او بصورت صحيح نمايد با آنكه عقل او مانع آن باشد سيم آنكه بجهت كراهت احتمال ميثاق عقل خود را كما ينبغى كار نفرمايد تا حق بر او ظاهر شود و بجهت آن معتقد مذهب فاسد شود چهارم آنكه بامرى فاسد الفت گرفته باشد و عادت نموده و بجهة برداشتن آن بر او صعب نمايد كه مفارقت كند از آن و در آيه دلالت است بر فساد تقليد زيرا كه حق سبحانه از كفار مطالبه حجت كرده بر صحت مذهب ايشان و عجز ايشان را از اتيان بآن دليل بطلان قول ايشان گردانيده و نيز او سبحانه اتباع دليل را واجب گردانيده نه اتباع هوى را و بعد از حكايت حقتعالى تحريم كفار آن چيزى را كه بر ايشان حلال است بيان محرمات خود ميفرمايد بقوله قُلْ تَعالَوْا بگو اى مردمان بيائيد اين امر است از حقتعالى و اصل آن آنست كه آن را كسى گويد كه در جهة علو باشد مر كسى را كه در جانب سفل باشد لكن بطريق اتساع براى تعميم تجويز كردهاند ميفرمايد كه اى مكلفان در هر جايى كه باشيد بيائيد و بشنويد تا أَتْلُ بخوانم بر شما ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ آن چيزى را كه حرام كرده است پروردگار شما اين منصوب است باتل و ما احتمال مصدريه و خبريه دارد و ميتواند بود كه ما استفهاميه باشد منصوب بحرم و جمله مفعولاند از براى اتل زيرا كه در معنى اينست كه اى (شيء حرم ربكم عليكم) اين آيه با دو آيه ديگر كه تالى آنست از محكمات قرآنست كه احكام آن در هيچ شريعتى منسوخ نبوده و اين ده حكم است از امر و نهى از جمله آن أَلَّا تُشْرِكُوا آنست كه شريك نسازيد بِهِ شَيْئاً بخدا چيزى را در انوار گفته كه ان حرف تفسير است بمعنى اى تا صحيح باشد عطف امر بر آن و مانع آن نيست تعليق فعل مفسر بما حرم چه تحريم باعتبار امر راجع است باضداد آن و كسى كه ان را ناصبه ميداند آن را منصوب المحل ميگرداند به عليكم بر معنى اغراء و يا بدل ما و يا بدل عايد ان كه محذوف است بنا بر آنكه لا زايده باشد و يا مجرور المحل است بتقدير لام و يا مرفوع المحل بر تقدير المتلو ان لا تشركوا و يا بر تقدير المحرم ان تشركوا و شيئا احتمال مصدر و مفعول هر دو را دارد و قوله وَ بِالْوالِدَيْنِ متعلق آن محذوفست است اى احسنوا بالوالدين و معنى اينكه نيكويى كنيد با پدر و مادر خود إِحْساناً نيكويى كردنى و وضع امر در موضع نهى از اساءة ايشان جهت مبالغه است و دلالت بر آنكه ترك اساءة در شأن ايشان كافى نيست بخلاف غير ايشان و در