تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٨٦ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
بديشان تعرض ثوابى نمايد كه ابتداء غير مستحسن است و اگر قول اهل جبر صحيح بودى در اينكه كفر و معصيت بمشيت حقتعالى است پس حجت مر كفار را بودى بر حق بجهت آنكه آنچه بر آنند از كفر و معصيت موافق مشيت او است و مطيع او سبحانه بودندى زيرا كه طاعت امتثال امريست كه مراد است و حقتعالى را بر ايشان حجة نبودى زيرا كه خلق كفر در ايشان كرده و اراده كفر ايشان نموده پس او را چه حجت باشد بر ايشان (نعوذ باللّه من الاهواء المضلة و الآراء الموبقة و العقائد المردية)
بعد از آن بيان ميكند كه طريق موصل بصحت مذهب ايشان مفسد است و غير ثابت نزد عقل و سمع و هر چه چنين باشد لا محاله ظاهر الفساد باشد مىفرمايد كه قُلْ هَلُمَ بگو بياريد شُهَداءَكُمُ گواهان خود را الَّذِينَ يَشْهَدُونَ آنان كه گواهى دهند أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هذا كه خدا حرام كرده است اين محرمات را از انعام و حرث و غير آن و چون گواهان چنين نباشند پس حجت لازم ايشان باشد و بجهت انقطاع ايشان از آن ضلالة ايشان ظاهر و روشن بود كه قول ايشان محض تقليد باشد و بدانكه هلم اسم فعل است و غير متصرف نزد اهل حجاز و فعل است نزد بنى تميم و مؤنث و مجموع ميشود و اصل آن نزد بصريان هالم است از لم بمعنى قصد پس حذف الف كردند و نزد كوفيان هل ام است بحذف همزه و القاى حركت آن بر لام و اين بعيد است زيرا كه هل داخل نميشود بر امر و آن متعدى و لازم هر دو آمده اما متعدى هم چنان كه در اين آيه و اما لازم مانند هلم الينا حاصل كه حقتعالى پيغمبر خود را امر كرده باستحضار شهداء بر باطل بجهت آنكه حجت بر ايشان لازم شود و بانقطاع شهداء ظاهر شود كه مشهود لهم بر باطلند و ميتواند بود كه امر بر سبيل تهكم باشد فَإِنْ شَهِدُوا پس اگر گواهى را نيابند كه گواهى دهد بر صدق ايشان و بجهت آن خود گواهى دهند بصحت براى خود فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ پس تو گواهى مده براى ايشان يعنى تصديق مكن ايشان را و تبيين فساد قول ايشان نما چه تسليم قول ايشان نمودن موافقت كردنست با ايشان در شهادت باطله وَ لا تَتَّبِعْ و از پى مرو أَهْواءَ الَّذِينَ آرزوهاى كسانى را كه از روى عناد كَذَّبُوا بِآياتِنا تكذيب كردهاند آيتهاى ما را در حلال و حرام وضع مظهر در موضع مضمر بجهت دلالت است بر آنكه مكذب آيات متبع هوى است نه غير او و متبع حجة نيست مگر مصدق بآن حجة وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ و ديگر پيروى مكن آنان را كه نميگروند بدان سراى مانند بت پرستان وَ هُمْ بِرَبِّهِمْ و ايشان بپروردگار خود يَعْدِلُونَ برابر ميكنند بتان را و آنها را عديل آن ميگردانند و در مجمع گفته كه خطاب راجعست