تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٨ - سوره النساء(٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
مراد از فضل نبوت باشد و كتاب و اعزاز دين و نزد بعضى و مراد از فضل آنست كه حق تعالى مباح گردانيد آن حضرت را جمع ميان بيشتر از چهار زن و يهود بر اين حال حسد ميبردند و طعنه ميزدند كه اگر او پيغمبر بودى اين همه زن نخواستى و بكار ايشان نپرداختى حضرت عزت فرمود كه اگر حسد ايشان بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بواسطه اين نبوت و كتابست پس بايد كه بر پيغمبران صاحب كتاب حسد بردندى و اگر حسد آنها جهت گرفتن زن بسيار بود اينصورت مخصوص بآن حضرت نيست زيرا كه داود عليه السّلام صد زن داشت و همه بر او حلال بودند و همچنين سليمان هزار زن داشت سيصد مهيره و هفتصد سريه و در تفسير اهل البيت (ص) از امام محمد باقر عليه السّلام مرويست كه مراد بناس محمد (ص) است و آل محمد (ص) و مراد بحاسد آنان كه حسد بردند بر نبوت رسول و بر امامت آل اطهار فَقَدْ آتَيْنا پس بدرستى كه ما عطا كرديم آلَ إِبْراهِيمَ اولاد ابراهيم را كه موسى است و داود و عيسى و محمد صلّى اللَّه عليه و آله الْكِتابَ كتاب تورية و زبور و انجيل و قرآن وَ الْحِكْمَةَ و علم حلال و حرام وَ آتَيْناهُمْ و داديم ايشان را مُلْكاً عَظِيماً پادشاهى بزرگ كه نبوت است با ملكة چنان كه يوسف و داود و سليمان داشتند و گويند ملك عظيم كثرت ازواج است چنان كه گذشت كه داود صد زن داشته و سليمان هزار پس در اين سخن تعرض است بيهود كه اگر حسد شما بر محمد (ص) بواسطه كثرت ازواج است پس داود و سليمان بحسد سزاوارتراند و در تيسير آورده كه مراد از آل ابراهيم محمد (ص) و اهل بيت آن حضرتند و بكتاب قرآن و بحكمت نبوت و بملك عظيم امامت چه اين جمله در هيچ كس جمع نبود مگر خاندان حضرت خاتم صلوات اللَّه عليه و عليهم و عياشى در تفسير خود باسناد ابو الصباح كنانى نقل كرده كه
قال ابو عبد اللَّه يا ابا الصباح نحن قوم فرض اللَّه طاعتنا لكم الانفال و لنا صفو المال و نحن الراسخون فى العلم و نحن المحسدون الذين قال اللَّه فى كتابه أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ
الايه يعنى ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمود كه اى ابو الصباح ما گروهى هستيم كه حق تعالى فرض فرمود طاعت ما را بر شما و ما راست غنايم دار الحرب و ما راست صفاياى مال از دار الحرب و ما راسخانيم در علم و مائيم آن جماعت كه بر ايشان حسد بردهاند حيث قال سبحانه أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ تا آخر و بعد از آن فرمود كه مراد بكتاب نبوت است و مراد بحكمت فهم قضا و مراد بملك عظيم افتراض طاعات ما بر شما و هم چنان كه حق تعالى ملك عظيم را در دنيا باهل بيت تفويض نمود ملك كبير آخر ترا نيز بايشان تخصيص فرمود حيث قال وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً پس اگر اهل خلاف بر ايشان حسد برند عجب نباشد و شبهه نيست در آنكه حسد خصلتى است كه حاسد را بد باشد و محسود راه محمود و حسد چون آتشى است كه ما دام كه در كانون سينه حاسد باشد او را