تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٥ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
بِزَعْمِهِمْ بادعاى باطل و گفتار دروغ خودشان وَ هذا لِشُرَكائِنا و اين نصيب ديگر براى شركاء ما يعنى شركائى كه براى خدا پيدا كردهايم فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ پس آن نصيب كه باشد براى بتان ايشان بزعم ايشان فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ پس نميرسد بخدا و در آن تصرف نميكنند وَ ما كانَ لِلَّهِ و آن نصيبى كه مر خدايراست فَهُوَ يَصِلُ پس آن ميرسد إِلى شُرَكائِهِمْ ببتان ايشان يعنى بهتر از نصيب خدا بر ميدارند و نامزد بتان ميكنند در انوار گفته كه مما ذرا تنبيه است بر فرط جهالت ايشان چه ايشان جماد را كه اصلا قادر بر چيزى نيستند شريك خالق گردانيدهاند در خلق و بعد از آن ترجيح شريك دادهاند بر او به اين وجه كه حصه او را بآن دادهاند و قوله بزعمهم تنبيه است بر آنكه آنچه اختراع آن نمودهاند از تعيين نصيب نه اينست كه حقتعالى ايشان را بآن فرموده و لهذا در عقب آن فرموده كه ساءَ ما يَحْكُمُونَ بد است حكم كردن ايشان كه اينست وَ كَذلِكَ و مانند اين آرايش باطل كه شيطان كرده است در قسمت قربات زَيَّنَ آراستهاند لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ براى بسيارى از مشركان قَتْلَ أَوْلادِهِمْ كشتن فرزندان ايشان را شُرَكاؤُهُمْ شريكان ايشان يعنى ديوان يا سدنه و خدمه بتخانه كه آرايش ميدادند كشتن فرزندان ايشان را در چشم ايشان و مراد از قتل اولاد در گور كردن دختران زنده است و اين از عادات جاهليت است كه دختران را زنده در گور ميكردند بجهت آنكه هر كه را كه دختر متولد ميشد وى را سرزنش ميكردند و او بجهة ننگ و عار اين دختر را زنده در گور ميكرد يا ميكشت و يا مراد كشتن اولاد است براى قربانى الهه و بر هر تقدير مزين شياطين بودند كه در دل مشركان ميانداختند كه وجود دختران شما را سبب عيب و عار است و درويشى و يا قتل فرزندان براى بتان موجب تقرب است و يا سدنه بودند كه اين سخن را بايشان القا مىكردند لِيُرْدُوهُمْ تا هلاك سازند يعنى گمراه گردانند ايشان را و يا از راه ببرند باغوا وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ و تا پوشيده و مشتبه گردانند بر ايشان دِينَهُمْ دين ايشان را باين افعال مبتدعه يعنى آن چيزى را كه بر آن بودند از كيش اسماعيل عليه السلم و يا آن چيزى را كه واجب بود كه متدين شوند و لام براى تعليل است اگر مزين شيطان باشد و براى عاقبت اگر سدنه باشند وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ و اگر خواستى خداى كه بر وجه قهر و جبر شياطين يا سدنه را از اين تزيين باز دارد ما