تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧ - سوره النساء(٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
نفع رساند پس بيان بخل و حسد ايشان ميكند كه بدترين خصال قبيحه و اخلاق رديهاند و ميفرمايد كه أَمْ لَهُمْ آيا يهودان را است ام منقطعه است و معنى آن انكار است از آنكه ايشان را نصيبى باشد يعنى نيست ايشان را نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ بهره از پادشاهى تا مردمان تابع ايشان شوند در آنچه فرمايند و لازم باشد اطاعت ايشان در اين حكم كه هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا زعم يهودان بود كه ايشان بملك و نبوت از غير خود سزاوارتراند بدين سبب از متابعت عرب ننگ داشتند و ميگفتند كه آخر منصب ملكدارى و حكم گذارى و پيغمبرى بما خواهد رسيد حقتعالى فرمود كه ايشان را از ملك بهره نيست و اگر بفرض از ملك و مال بهرهمند شوند فَإِذاً پس آن هنگام لا يُؤْتُونَ النَّاسَ ندهند مردمان را يا پيغمبر و اصحاب او را نَقِيراً آن مقدار گودى كه پشت دانه خرما است و اين اغراق است و شدة مبالغه در شح و بخل ايشان كه در وقت پادشاهى با فقير بنقيرى مضايقه دارند پس به هنگام دست تنگى و درويشى و مذلت و خوارى پيداست كه چه چيز بكسى دهند و ميتواند بود كه معنى همزه انكار باشد از آنكه چيزى از آنچه مالك آنند بكسى دهند بطريق كنايه چه مرويست كه ايشان اصحاب اموال و بساتين و قصور مشيده بودند هم چنان كه ملوك را ميباشد يعنى ايشان با وجود كثرت اموال مقدار نقيرى بفقيرى نميدهند بدانكه اذن در يؤتون عمل نكرده بجهت آنكه هر گاه واقع شود ميان فا و فعل و يا واو و فعل جايز است كه القاى آن نمايند از عمل بجهت اعتماد بعطف آن بر ما تقدم هم چنان كه ظننت و اخوات آن كه چون متوسط و متأخر واقع ميشود ملغى ميشود چه اذن در اين صورت در حكم تأخير است كانه قيل (و لا يؤتون الناس نقيرا اذن) و از اين قبيلست وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا كه در اين تقدير است (و لا يلبثون خلافك الا قليلا اذن) حاصل كه حق تعالى جمع فرموده ميان بخل و حسد يهود را در ذم بجهت آنكه اين هر دو صفت رذيلهاند و بينهما تجاذب و تلازم است أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ اضرابست از اعطاى ايشان يعنى نه كه ايشان چيزى بمردمان ميدهند بلكه حسد ميبرند بر مردمان كه قبايل عربند و با پيغمبر (ص) و اصحاب او عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ بر آنچه خدا داده است بديشان مِنْ فَضْلِهِ از فضل خود كه آن نبوتست و كتاب و نصرت و اعزاز و بعثت رسول از ايشان و يا مراد همه مردمانند زيرا كه هر كه حسد برد بر نبوت فكانه بر كمال و نصرت و اعزاز و بعثت رسول از ايشان و يا مراد همه مردمانند زيرا كه هر كه حسد برد بر نبوت فكانه بر كمال و رشد همه مردمان حسد برده و گفتهاند كه مراد از ناس حضرت رسالت است (ص) و عرب جمع را بر واحد اطلاق ميكند كه جامع باشد مقدار خصال خيرى را كه جمع نشود الا در بسيارى از مردمان كما قال اللَّه تعالى إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً و