تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٩ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
اشاره است به بيانى كه قرآن بآن آمده و يا باسلام يعنى اين طريق قرآن يا راه اسلام صِراطُ رَبِّكَ راه پروردگار تو است مُسْتَقِيماً در حالتى كه راست است و در او كجى نيست اضافه صراط بربك جهة آنست كه واضح و مبين او حق سبحانه است و مستقيما حال مؤكده است كقوله و هو الحق مصدقا و يا مقيده است و عامل در آن معنى اشاره است قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ بدرستى كه بيان كرديم آيات قرآن را لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ براى گروهى كه پند مىپذيرند و ميدانند كه قادر مطلق او است نه غير او و عالم باحوال عباد است و آنچه ميكند و ميفرمايد محض حكمت و عدل و تخصيص متذكران بذكر جهة آنست كه ايشان منتفع ميشوند بحجج نه غير او و نظير اينست هدى للمتقين لَهُمْ مر اين متذكران راست دارُ السَّلامِ سراى با سلامت از آفات و خالص از مكاره و خوف انقطاع و يا سرايى كه تحيت ايشان در آن سلام باشد و يا سلام اسم حق سبحانه است و اضافه دار بآن بجهة تعظيم آنست يعنى سراى خداى و بر هر تقدير مراد جنت است يعنى مر ايشان راست بهشت عِنْدَ رَبِّهِمْ نزد خداى ايشان است يعنى در عهد ضمان او است يا ذخيره شده نزد او كه كنه آن را نميداند غير از او وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ و او ناصر ايشانست در دنيا و متولى ثواب ايشان در عقبى بِما كانُوا يَعْمَلُونَ بسبب آنچه بودند كه ميكردند از اعمال صالحه و اقوال پسنديده و قوله وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ منصوب است باضمار اذكر و ضمير راجع است بهر كه محشور ميشود از ثقلين يعنى ياد كن روزى را كه حشر كنيم جن و انس را و حفص يحشرهم خوانده يعنى خداى جمع كند ايشان را جَمِيعاً همه ايشان و ميتواند بود كه منصوب باشد بقول يعنى گوئيم در روزى كه همه مكلفان را حشر كنيم يا مَعْشَرَ الْجِنِ اى گروه ديوان قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ بدرستى كه بسيار خواستيد مِنَ الْإِنْسِ از آدميان يعنى از اغوا و اضلال ايشان و يا بسيار يافتيد ايشان را بر آنكه اتباع شما باشند و بجهة آن محشور شدند با شما كقولهم (استكثر الامير من الجنود) وَ قالَ أَوْلِياؤُهُمْ و گويند دوستان شياطين مِنَ الْإِنْسِ از آدميان يعنى آنها كه فرمان ايشان بردند رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ اى پروردگار ما برخوردارى يافتند بَعْضُنا بِبَعْضٍ برخى از ما ببرخى يعنى منتفع شدند آدميان از ديوان به اين وجه كه راه نمونى ايشان كردند بر شهوات و مستلذات نفسانيه و يا نفع گرفتند ديوان از آدميان باين طريق كه