تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٣ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
اين كس كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ مانند كسى كه صفت او آنست كه در تاريكيهاى كفر و ضلالت و جهالت مانده باشد لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها در حالتى كه نيست بيرون آينده از آن از غايت فرط عناد اين حالست از ضمير مستكن در ظرف نه از هاء مثله بجهت وقوع بينهما كَذلِكَ هم چنان كه آراسته شده است ايمان در دل مؤمنان زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ زينت داده شده است براى كافران ما كانُوا يَعْمَلُونَ آنچه ميكنند از عبادت اصنام اما مزين كفر در قلوب كفار شيطان است كه (سول لهم الشيطان اعمالهم) و مزين ايمان در قلوب مؤمنين رحمن كه حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ در كشف الاسرار آورده كه حياة معرفت ديگر است و حياة بشريت ديگر كه عالميان بحياة بشريه زندهاند و دوستان بحياة معرفت در روزى رسند و حياة بشريت بسر آيد كه كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ و هرگز حياة معرفت بسر نيايد كه فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً و از اينجا (سر المؤمن حى فى الدارين) ظهور تمام دارد يكى از عرفا اين آيه را برخواند كه أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ گفت نشان اين حياة سه چيز است اول از خلق عزلت دويم با خلق خلوت سيم دوام ذكر بزبان و بدل در همه حال و بدان كه تسميه كافر بميت جهت آنست كه كافر بحياة خود منتفع نميشود و غير او نيز بحياة او انتفاع نميگيرد پس حال او سوء و اقبح از حال ميت باشد زيرا كه ميت بسبب موت معاقب نمىگردد و غير او بسبب موت او متضرر نمىگردد و تسميه مؤمن بحياة جهت آنست كه مؤمن منتفع ميشود بحياة خود كه آن ادخال رأس المال حياة ابديست در آن و تسميه قرآن و ايمان و علم بنور جهت آنست كه مردمان به سبب آن بينا مىگردند و مهتدى مىشوند از ظلمات كفر و جهالت و ضلالت هم چنان كه بساير انوار مهتدى ميشوند و تسميه كفر بظلمت جهت آنست كه كافر مهتدى نمىشود و امرى كه موجب رشد او باشد در كفر نهمىبيند و لهذا او را به عمى نيز تسميه فرموده فى قوله أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى و قوله وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ و در آثار آمده كه اين در شأن حمزة ابن عبد المطلب و ابو جهل نازل شده در وقتى كه نسبت بحضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله بىادبى كرده بود كه ذكر آن لايق حال نبوة و موافق اسماع مخلصان امت نيست و حمزه در آن روز در شكار بود چون باز آمد شكايت بىحرمتى ابو جهل را با او حكايت كردند حمزه خشمناك بر سر آن بىباك رفت و كمان بر سر آن ناپاك زد و كلمه شهادت بر زبان راند پس زنده بنور اسلام حمزه است و گرفتار ظلمات كفر و اثام ابو جهل لعين است و از امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه مروى است كه آيه در حق عمار ياسر بود وقتى كه بشرف اسلام مشرف شد و درباره ابو جهل كه بر جهل خود راسخ گشت و قبول ايمان نكرد و