تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦١ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
و مرتد از فطره اما تداوى بخمر حرام مباح است باجماع خواه بسيط و خواه مركب و اما در دفع تلف بعضى منع آن كردهاند و حق عدم منع آنست بلكه مباح است بجهت دفع تلف و همچنين است باقى مسكرات ديگر و اگر خمر با مسكرات ديگر يافت شود تأخير خمر كند و اين با عدم قيام غير خمر است در مقام آن اما قيام جايز نيست مطلقا
بعد از آن مكلفان را خطاب مىكند كه وَ ذَرُوا و دست بداريد ظاهِرَ الْإِثْمِ آشكاراى گناه وَ باطِنَهُ و پنهانى آن را يعنى ترك كنيد گناهان آشكارا و پنهان را مراد آنست كه ترك جميع گناهان كنيد زيرا كه گناه منحصر است در آشكارا و پنهان و گفتهاند كه نكاح محارم مكنيد و بزنى مايل مشويد بر وجه حرام و يا زنا مكنيد بعلانيه و اتخاذ اخدان مكنيد و گويند گناه ظاهر آنست كه بجوارح كنند و باطن آنكه بدل انديشند و يا ظاهر اثم نظر است در زوجه اب و باطن اثم زنا باو و مرويست كه زعم مشركان آن بود كه چون زنا پنهان كنند زشت نباشد و اگر آشكار بود قبيح باشد حقتعالى باين آيه رد قول ايشان نمود و اصح قول اول است كه شامل جميع معاصى و ماثم است در حقايق سلمى مذكور است كه ظاهر اثم ميل بنعمتهاى دنيا و باطن اثم ميل به نعم عقبى است چه هر دو سبب مشغولى بود از حضرت مولى يا ظاهر حظوظ نفس است و باطن حظوظ قلب يا گناه ظاهر ميل است بمشتهيات نفس بجوارح و گناه باطن محبت آرزوهاى نفس است در دل يا ظاهر آنست كه خلق را بر آن اطلاع افتد و باطن آنكه ميان بنده و خداى بود و حقيقت آنست كه گناه ظاهر اقوال و افعال سيئه است كه بجوارح و اعضا ارتكاب آن دست مىدهد و گناه باطن عقايد فاسده است و عزايم باطله در بحر الحقايق مذكور است كه هم چنان كه انسان را ظاهريست و آن قولى و فعلى باشد موافق طبع و مخالف شرع و باطنى كه آن صفات حيوانى است و اوصاف سبعى و شيطانى پس حقتعالى مى فرمايد كه ترك كنيد افعال طبع را باستماع اعمال شرع و دست بداريد اخلاق ذميمه نفسانى را بتخلق باخلاق ملكى و ربانى قشيرى گفته كه حقتعالى نعمت ظاهر و باطن را بتو ارزانى داشت كه وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً اينجا مىفرمايد كه ظاهر الاثم و باطنه پس شكر نعمت ظاهر و باطن خلاصى قلوب است از عقوبت حرمان
|
ظاهر و باطن خود پاك كن از لوث گناه |
تا از آن صورت و معنى تو پاكيزه شود |
|