تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦ - سوره النساء(٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
اين سخنان گفتند دين شما حقتر است و آئين شما با نسقتر ابو سفيان گفت ما بر اعتقاد شما وقتى اعتماد خواهيم كرد كه بتان ما را سجده كنيد و جهودان جبت و طاغوت را كه بتان قريش بودند سجده كردند حق تعالى از معانده و مكابره و كفر و زندقه ايشان خبر داد أَ لَمْ تَرَ آيا نمىبينى و نمىنگرى إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا بسوى آنان كه داده شدهاند نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ بهره از تورية يعنى كعب بن اشرف و اصحاب او كه بواسطه عداوت مسلمانان يُؤْمِنُونَ مىگروند بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ بايندو بت كه قريش راست جبت در اصل اسم صنم است پس مستعمل گشته در هر معبودى كه غير او سبحانه است از حجر و مدر و انسان و شيطان و گويند اصل آن جبس است بسين مهمله بمعنى ما لا خير فيه پس قلب سين او بتا كردهاند و طاغوت را اطلاق ميكنند بر هر چه باطل باشد از معبود و غير آن و گويند جبت سحر است و يهودان معتقد آن بودند و طاغوت شيطان و ايشان متابعت او ميكردند و نزد بعضى ديگر جبت بتانند و طاغوت شيطان بتان كه مردمان را اغوا كنند بر طاعت ايشان چه هر صنمى شيطانى است و از ابن عباس نقل كردهاند جبت اصناماند و طاغوت تراجمه اصنام كه بكذب تكلم مينمودند از زبان حال بتان و سعيد بن جبير و ابو العاليه بر آنند كه جبت ساحر است و طاغوت كاهن و مؤيد اين است كه از عكرمه روايتست كه آيه در شان ابو برزه كاهن نازل شده كه در جاهليت بكهانة مردمان را اغوا ميكرد و در اول اسلام مسلمانان باو بازگشت مينمودند و يا جبت ابليس است و طاغوت اولياء او و ضحاك بر آنست كه جبت اينجا حى بن اخطب است و طاغوت كعب بن اشرف است و نزد محققان جبت نفس اماره است و طاغوت آرزوهاى او وَ يَقُولُونَ و مىگويند اين جهودان لِلَّذِينَ كَفَرُوا براى كافران يعنى در حق ايشان از روى اجتهاد هؤُلاءِ اين گروه كفار قريش أَهْدى هداية ايشان بيشتر است مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا از آنها كه ايمان آوردهاند يعنى پيغمبر و اصحاب او سَبِيلًا از روى دين يعنى راه يافتهتراند در دين و دين ايشان قائمتر و طريق ايشان صوابتر و تسميه دين بسبيل جهة آنست كه دين مانند طريق است كه مؤدى بمقصود است أُولئِكَ آن گروه معاند و متعصب الَّذِينَ آنانند كه بخوارى تمام لَعَنَهُمُ اللَّهُ دور كرده است خداى تعالى ايشان را از رحمت خود وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ و هر آن كس را كه خداى تعالى براند و دور سازد از رحمت خود فَلَنْ تَجِدَ لَهُ پس نيابى تو مر او را نَصِيراً يارى كه دفع عذاب كند از وى و زبان بشفاعت او بگشايد و يا در دنيا و آخرت باو