تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٧ - سوره الأنعام(٦) آيات ١١٠ تا ١١٩
باطل و ايمان و كفر بر وجهى كه تخليط و التباس در او منتفى است و در اين تنبيه است بر آنكه قرآن باعجاز و تقرير مغنى است از ساير آيات و كافيست در حكم ميان حلال و حرام و بيان شرايع و احكام وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ و آن كسانى كه دادهايم ايشان را كتاب چون علماى يهود و نصارى يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ ميدانند كه قرآن فرستاده شده است از پروردگار تو بِالْحَقِ در حالتى كه متلبس است بحق و متصف براستى و درستى ذكر اينكلام جهت تأكيد دلالت اعجاز است بر آنكه قرآن حق است و منزل از نزد حق تعالى بحيثيتى كه اهل كتاب عالمند بآن بجهت آنكه مصدق كتبى است كه نزد ايشان است با آنكه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله ممارست كتب ايشان نكرده و با علماى ايشان اختلاط نفرموده و وصف جميع ايشان بعلم جهت آنست كه اكثر ايشان ميدانستند كه قرآن حقست و كسى كه نميدانست متمكن بود كه بادنى تأملى بآن عالم شود و گويند مراد مؤمنان اهل كتابند و چون حقيقت قرآن بر ارباب عقول مخفى نيست فَلا تَكُونَنَ پس مباش مِنَ الْمُمْتَرِينَ از شك كنندگان در آنكه ايشان ميدانند حقيت آن را و يا در آنكه منزلست از نزد خدا بجهت جحود اكثر ايشان و كفر و عناد ايشان و اين از باب تهيج است كقوله (و لا تكن من المشركين) و زيادتى در شرح صدور و يقين و طمانينه قلب و تسكين او كقوله تعالى فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ و گويند مراد از اين خطاب امتند با هر احدى يعنى چون ادله بر حقيقت قرآن ظاهر شد پس جايز نيست كه احدى امت را كند و شك نمايد در آن بعد از آن در صفت كتب منزل ميفرمايد كه وَ تَمَّتْ و تمام شد كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً سخن آفريدگار تو يعنى اخبار و احكام و مواعيد قرآن بنهايت غايت رسيده بر وجهى كه قابل زياده نيست و گويند مراد بكلمه دين خداى است كقوله وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا و يا مراد از آن حجت است يعنى حجت او در بيان توحيد و نبوت بغايت انجاميده از روى راستى در اخبار و مواعيد وَ عَدْلًا و از روى عدالت در اقضيه و احكام و محتملست كه آن هر دو منصوب باشند بر حال يا مفعول له لا مُبَدِّلَ هيچكس نيست كه تبديل دهنده باشد لِكَلِماتِهِ مر اخبار و احكام او را چنان كه تبديل دادند آيات تورية را زيرا كه حقتعالى محافظت قرآن كرده از تبديل حيث قال وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ و يا هيچكس تبديل آن را نميتواند نمود بچيزى كه اصدق و اعدل باشد از آن و يا هيچ نبى و كتابى نخواهد بود تا نسخ آن كند و تبديل احكام آن نمايد و يا كلمات بمعنى مواعيد است يعنى هيچكس تبديل مواعيد او نكند كقوله وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ