تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥١ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
نيك و بد در نظر ايشان بر وجه تخليه كه كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ و ميتواند بود كه عمل مخصوص باشد بشر و مراد بكل امة انواع كفره باشند زيرا كه كلام در ايشانست و مشبه به تزيين خدا باشد براى ايشان بر وجه تخليه و تخذيل مراد آنست كه ما ايشان را عقل كامل داديم و علم بحسن محسنات و قبح مقبحات تا حسن را بدانند و كار بندند و از قبح اجتناب كنند و چون مقتضاى عقل را كار نه بستند و تابع هواى نفس شدند پنداشتند كه راه حق همين است وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً و چون ما ايشان را باعمال قبيحه خودشان باز گذاشتيم و بقهر و جبر ايشان را از آن منع نكرديم فكان مزين اعمال آنها مائيم و گويند معنى آنست كه ما هر امتى را بايمان و طاعت امر فرموديم و بر آن ترغيب و تحريص كرديم با امت سالفه نيز همچنين كرديم و هر تمكين و لطف كه با شما كرديم با ايشان نيز همان طريقه مرعى داشتيم پس مراد باعمال ايمان و طاعت باشد يعنى ايمان و طاعت را در نظر ايشان آراسته گردانيديم بدلايل واضحه و حجج بينه و با وجود اين ايشان بآن اقدام ننمودند و تابع اهواء باطله خود شدند و در مجمع آورده كه در اينكلام چند وجه است يكى آنكه مراد آنست كه هم چنان كه مزين ساختيم براى شما اعمال شما را آراسته گردانيديم براى هر امتى كه پيش از شما بودند اعمال ايشان را از حسن دعا بحق تعالى و عبادت او بر وجه اخلاص و ترك سب اصنام و نهى ايشان نموديم كه از ايشان فعلى صادر شود كه منفر كفار باشد از قبول حق و اينقول حسن و جبائى است و تسميه آنچه واجب است بر ايشان كه بآن عمل نمايد بعمل او از قبيل آنست كه شخصى بولد يا غلام خود گويد (اعمل عملك اى ما ينبغى لك ان تفعله) دويم آنكه مزين گردانيديم براى هر امتى عمل ايشان را كه طبايع ايشان مايل آن بود ليكن بعد از آنكه حق را شناساى ايشان گردانيده بوديم تا اتيان نمايند بحق و اجتناب كنند از باطل سيم آنكه مزين ساختيم عمل ايشان را بذكر ثواب آن كقوله وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ كه مراد بحبب ايمان است بذكر ثواب آن و مدح فاعل آن بر فعل آن و تكريه كفر بذكر عقاب آن و ذم فاعل آن بر فعل آن حاصل كه مراد از آيه اين نيست كه حقتعالى تزيين عمل كفار كرده باشد در نظر ايشان زيرا كه اين مقتضى خواندن حقتعالى است ايشان را بر معاصى و افعال قبيحه و حقتعالى هيچكس را بمعصيت نخوانده بلكه از آن نهى فرموده كه زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ و خلافى نيست كه مراد باين كفر و معاصى است و در اين دلالت است بر آنكه مراد از آيه مذكوره تزيين اعمال طاعت است ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ پس بسوى جزاى آفريدگار ايشانست مَرْجِعُهُمْ بازگشت ايشان فَيُنَبِّئُهُمْ پس خبر دهد ايشان را در وقت محاسبه و مكافات