تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٣ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
شياطين ايشان را يا گفتند كه (اللَّه خالق الخير و كل نافع و الشيطان خالق الشر و كل ضار) هم چنان كه رأى ثنويه است كه ديوان را شريكان خدا مىدانند و ميگويند كه شيطان شريك خداست در آفرينش هر چه خير است خدا ميآفريند و او را يزدان ميگويند و هر چه شر است او را شيطان خلق ميكند و او را اهرمن مىگويند و بدانكه للَّه و شركاء هر دو مفعول جعلاند و قوله الجن بدل شركاء است و يا هر دو مفعول شركاء الجن است بتقديم مفعول ثانى بر اول بجهت استعظام آنكه ملك يا جن يا انس يا غير آن شريك حقتعالى باشند و للَّه متعلق بشركاء يا حال از او و قوله وَ خَلَقَهُمْ حالست بتقدير قد اى (و قد عملوا ان اللَّه خالقهم دون الجن) يعنى ايشان جن را شريك خدا ميدانند و حال آنكه ميدانند كه مخلوق مثل خالق نباشد و ايشان از فرط جهالت و حماقت مخلوق را شريك خالق ميدانند و حال آنكه ميدانند كه حقتعالى آفريده ايشان را نه جن چه آن نيز مخلوق او است و غير خالق مثل خالق نباشد و يا ضمير راجع بكفار است يعنى با آنكه ميدانند كه حقتعالى خالق ايشانست ايشان عبادت جن مىكنند و شريك او ميگردانند وَ خَرَقُوا لَهُ و برمىبافند و افترا ميكنند براى او بَنِينَ پسران چون عزير و عيسى كه قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ وَ بَناتٍ و دختران چون ملائكه و اينقول بعضى از عربست يعنى قريش بِغَيْرِ عِلْمٍ بىآنكه علمى باشد ايشان را بحقيقت آنچه مىگويند يعنى دليلى بر اين مدعى ندارند بلكه آن محض دعواى و تقليد است اين جار و مجرور است در موضع حالست از واو يا از مصدر آن اى خرقا بغير علم سُبْحانَهُ پاك است خدا وَ تَعالى و برتر عَمَّا يَصِفُونَ از آنچه صفت ميكنند او را كه او را فرزندى و شريكى هست چه ولد خالى از آن نيست كه يا بولادت است يا تبنى و هر دو موجب تشبيه است و هر كه مشابه محدثى باشد بر صفت نقص باشد و شركت نيز مستلزم نقص است و حقتعالى مبرا از نقص و عيب است بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ او است كه نو پديد آورده آسمانها و زمينها از ابتدايى بىماده و مدة و مثالى و بدون اعانة غير اين از اضافه صفت مشبه است بفاعل يقال (فلان بديع الشعر او بديع الشعر) و يا بظرف اى هو بديع فى السماوات و الارض كقولك فلان ثبت الارض اى ثابت فيه و حقيقت معنى آنست كه او عديم النظير و المثل است در خلق سماوات و ارض و يا بديع بمعنى مبدع است يعنى اوست پديد آرنده آسمانها و زمينها و تفصيل اين در اوايل سورة البقرة مذكور شد و رفع آن بر خبريه است و مبتدا محذوف اى هو بديع