تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٢ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
كثرة دلالت قدرة است و زيادتى نعمت در آن و بسيارى نفع آن چه اغذيه شريفه است و قوله وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ عطف است بر نبات كل شىء يعنى بيرون آورديم بآن آب بوستانها از انگور وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ اين نيز عطف است بر نبات يعنى بيرون آورديم از آب درخت زيتون و درخت انار را و يا منصوب است بر اختصاص بجهت مزيت اعتبار اين دو وصف نزد عرب مُشْتَبِهاً حال است از زمان يا از جميع يعنى در حالتى كه درخت انار يا همه اشجار مذكور مانند بيكديگر در برگ وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ و نه مانند يكديگر در طعم چه بعضى بغايت ترش ميباشد و برخى ترش شيرين و يا تشابه در هيئت و قدر و لون و طعمست و يا مشتبه در خلق مختلف در طعم يا مشتبه گاهى كه از يك جنس باشند چون رمان برمان و زيتون بزيتون و غير مشتبه گاهى كه مختلف الاجناس باشند چون رمان بزيتون و غير آن و بدان كه افتعال مشارك تفاعل است در اكثر فوايد و از آن جمله بمعنى بين اثنين است يقال اشتبه الشيئان و تشابها و كذلك استوا و تساويا انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ بنگريد بميوه هر يك از درختان إِذا أَثْمَرَ چون بيرون آرد ثمره خود را بغايت خورد و بىمزه كه نفع معتد به ندارد وَ يَنْعِهِ و بنگريد در رسيدگى و بزرگى و پختگى او كه چگونه شكلى و مزه و نفعى و لذتى در او بديد مىآيد يعنى در ميان ايندو حالت تفكر كنيد و ببينيد كه حقتعالى چگونه بر سبيل تدريج آن را از حالت اولى بحالت ثانيه ميرساند ينع مصدر ينع است يقال ينعت الثمرة اذا ادركت و يا جمع يانع است چون تاجر و تجر إِنَّ فِي ذلِكُمْ بدرستى كه در اينها كه ياد كرديم لَآياتٍ نشانهاست بر وجود قادر حكيم و توحيد او لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ مر گروهى را كه بگروند چه حد و اجناس مختلفه و انواع معينه از اصل واحد و نقل آن از حالى بحالى نميباشد مگر باحداث قادرى كه ميداند تفاصيل آن را و ترجيح مينهد آنچه حكم او تقاضاى آن ميكند از احوال ممكنه و بايجاد مقتدرى كه ندى ندارد كه معارض او شود و يا ضدى كه معانده كند باو در منع او از افعال مذكوره و تعويق او از تغيير احوال آن
و لهذا در عقب آن توبيخ اهل شرك و رد قول ايشان ميفرمايد بقوله وَ جَعَلُوا لِلَّهِ و ساختند كافران براى خدا شُرَكاءَ الْجِنَ انبازان جنيان را يعنى ملائكه را كه شريكان خدا گردانيده بعبادت ايشان مشغول شدند و گفتند الملائكة بنات اللَّه كقوله وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً و تسميه ايشان بجن جهت اجتنان ايشان است و يا مراد شياطين اند كه اطاعت آنها نمودهاند هم چنان كه اطاعت خدا بايد نمود و يا عبادت اوثان كردند بتسويل و تحريص