تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٩ - سوره الأنعام(٦) آيات ٩٠ تا ٩٩
لِتَهْتَدُوا بِها تا راه بيابيد بسبب آنها يعنى بضوء و طلوع و غروب و مواضع آن فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ در تاريكىهاى شب در بيابان وَ الْبَحْرِ و در درياچه بعضى از نجوم در جانب خلفاند و برخى در قدام و برخى در يمين و برخى در يسار پس در اسفار و بلاد بآن مهتدى توان شد و نيز نشانه قبلهاند و علامات اوقات ليل و نهار و غير از اين از منافع چون زينت سما و رمى شياطين و امثال آن در تيسير آورده كه تخصيص اين منافع اينجا بجهت آنست كه دلالت آن بر قدرت ظاهرتر است زيرا كه نجوم را بر فلك دليل معرفت طريق زمين ساخته با وجود بعد مسافت ميان سماوات و ارض هم چنان كه بنجوم از ظلمات و شبهات امور دنيويه راه توان برد هم چنين بنجوم ثاقبه و كواكب نيره ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم اجمعين از ظلمات جهالت و شبهات ضلالت خلاص ميتوان شد هم چنان كه ستارگان امان اهل آسمانند همچنين ايشان امان اهل زميناند كه
مثل اهل بيتى كمثل النجوم فانها امان لاهل السماء و اهل بيتى امان لاهل ارض فاذا خلت السماء من النجوم اتى اهل السماء ما يوعدون و اذا خلت الارض من اهل بيتى اتى اهل الارض ما يوعدون
يعنى اهل بيت من كه ائمه معصوميناند مانند ستارههااند چه ستارهها امان اهل آسماناند و اهل بيت من امان اهل زمين و هم چنان كه ستارههاى آسمان ريزان شوند قيامت قايم شود كما قال وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ همچنين هر گاه كه از اهل بيت من هيچكدام باقى نمانند قيامت قايم گردد و هر گاه عنايت حق سبحانه روا نداشته باشد كه بندگان را در تاريكى هاى بر و بحر رها كند و بجهت اين چندين ستارهها را راهنماى ايشان گردانيده باشد تا بآن در امور دنيوى و وجوه معاش خود بر وجه سهولت شروع كنند چگونه روا داشته باشد كه ايشان را در ظلمات شبهات رها كند و در امور دينيه كه منتج سعادت دائمى و فوز سرمديست پيشوايان راهنما تعيين نفرمايد و چون در دنيا هدايت بندگان خواست پس در باب دين چگونه اراده ضلالت ايشان كند و نصب ائمه هدى نكند فكان حق سبحانه ميفرمايد كه اگر در دنيا نجوم را راه بر شما گردانيدم در دين نيز نور كواكب ائمه را دليل و راهنماى شما ساختم و تا يك ستاره در آسمان ميتابد يكى از ايشان بر زمين ميتابد چون او را از زمين بردارم ستارگان را از آسمان فرود آرم براى آنكه اينان امان اهل زميناند هم چنان كه ستارگان امان اهل آسمانند و هم چنان كه فلك دنيا را بنجوم مزين گردانيدم فلك دين را بنجوم عصمت آراسته ساختم و چنان كه بروج اثنى عشر را در آسمان جاى دادم ائمه اثنى عشر را در زمين متمكن گردانيدم و چنان كه كواكب بسبب لطخات كثيفه سحاب پوشيده ميشوند و در حين انجلاى آن سحاب ظهور مينمايد همچنين بسبب كثرة ظلم و اعدا و تراكم آن ستاره حدوبة از ابصار مختفى ميشود تا بعد از نهايت ظلمت شب نور آن از مطلع هدايت طالع گردد و عالم را بنور عدل از ظلمات ظلم پاك گرداند كه
يملؤ اللَّه الارض قسطا و عدلا كما ملئت