تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٥ - سوره الأنعام(٦) آيات ٩٠ تا ٩٩
مر تراست چون عبد اللَّه از مجلس پيغمبر (ص) بيرون رفت آن حضرت اصحاب را گفت كه
ا لم اقل من راه فليقتله
آيا من نگفتم كه هر كه او را بهبيند بكشد عباد بن بشر گفت كانت عينى اليك يا رسول اللَّه ان تشير الى فاقتله چشم من بجانب تو بود كه تا بمن اشاره فرمايى من او را بكشم فرمود
الانبياء لا يقتلون بالاشارة
پيغمبران كسى را باشاره نكشند از ابن مسعود روايتست كه عبد اللَّه قبل از فتح مكه باسلام رجوع كرد بعد از آن حقتعالى از سوء عاقبت كفار و اهل شرك خبر ميدهد كه وَ لَوْ تَرى و اگر ببينى تو إِذِ الظَّالِمُونَ چون باشند ستمكاران يعنى كافران فِي غَمَراتِ الْمَوْتِ در سكرات و شدايد مرك اين مأخوذ است از (غمره الماء اذا غشيه) يعنى چون فرو گيرد و احاطه كند سختى هاى مرگ كفار را وَ الْمَلائِكَةُ و فرشتگان عذاب باسِطُوا أَيْدِيهِمْ گسترانندگان باشند دست هاى خود را براى قبض روح ايشان و در ينابيع آورده كه دستها گشاده باشند بعذاب ايشان و عمود آتشين بر رو و پشت ايشان زنند و گويند كه أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ بيرون آريد روحهاى خود را از جسدها هم چو متقاضى مسلط كه از روى غلظة و عنف چيزى طلبد و يا گويند ملائكه عذاب كه بدر آريد نفسهاى خود را از عذاب و خود را از دستهاى ما برهانيد اگر ميتوانيد يعنى نتوانيد الْيَوْمَ امروز كه وقت مردن شما است تا ابد الاباد تُجْزَوْنَ جزا داده خواهيد شد عَذابَ الْهُونِ بعذاب خوارى مراد عذابيست كه متضمن شده و اهانت باشد و اضافه بهون از جهت عراقت و تمكن آنست در آن از امام محمد باقر عليه السّلام مرويست كه مراد بعذاب هون تشنگيست در وقت جان كندن بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ بسبب آنكه بوديد كه ميگفتيد عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِ بر خدا چيزى كه نار است و ناروا بود مانند ادعاى ولد و شريك مر او را و دعوى نبوت و وحى وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ و بوديد كه از آيتهاى او تَسْتَكْبِرُونَ گردنكشى ميكرديد و تعظيم نمينموديد و در آن تأمل و تفكر نكرده ايمان به آن نياورديد و تصديق نكرديد بعد از آن بر سبيل توبيخ ايشان را گويد وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا و بدرستى كه آمديد بحساب و جزاى ما فُرادى در حالتى كه منفرديد و يكتا نه مال با شما هست و نه فرزند و نه خدم و نه حشم و نه يار و نه مددكار از اعوان و اوثان كه گمان ميبرديد كه شفيعان شما باشند چه مرويست كه آيه در حق نضر بن حارث كلده آمده كه ميگفت (سوف تشفع لى اللات و العزى) و فرادى جمع