تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٤ - سوره الأنعام(٦) آيات ٩٠ تا ٩٩
هر دو بپريدند من تأويل اين بدو دروغ زن كردم يكى مسيلمه و ديگرى اسود عنسى و گويند نزول اين آيه در حق عمرو بن لحى و متابعان او بود كه اختلاف احكام ميكردند و آن را بحق تعالى اسناد ميدادند و از ابى جعفر صلوات اللَّه عليه و ابن عباس و عكرمه و مجاهد و سدى مرويست كه عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح قريشى كه كاتب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود و چون وحى بآن حضرت نازل شدى املا كردى و وى نوشتى و او بجاى غفور رحيم حكيم عليم مينوشت و بموضع سميع عليم غفور رحيم چون اين آيه فرود آمد كه وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ الى قوله أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ او را عجب آمد از تفضيل خلق آدمى بر زبانش جارى شد كه فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه بنويس كه اين چنين بر من نازل شد وى بنوشت و در شك افتاده با خود گفت اگر محمد صلّى اللَّه عليه و آله در اينكه ميگويد كه وحى است صادقست پس اينوحى كه باو مىآيد بر من نيز وارد ميشود و اگر كاذبست پس مثل اينكه ميگويد منهم ميتوانم گفت و بجهت اين مرتد شده نزد اهل شرك رفت و گفت احوال محمد صلّى اللَّه عليه و آله را نيكو معلوم كردهام و دانستهام او از نزد خود چيزها ميگويد و آن را وحى نام مينهد و من تغيير و تبديل آن ميكردم و چنانچه خود ميخواستم مينوشتم و چون نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مؤمنان را ميشناخت ايشان را بدست مشركان ميداد و ايشان اهل ايمان را ايذا و آزار ميرسانيدند و از جمله تحريك كرد تا عمار را با غلامى بگرفتند و عذاب كردند و گوش عمار را ببريدند و باين نوع جفا ميكردند تا ايشان را بر آن داشت تا سخن نالايق نسبت بآن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله بر زبان ايشان جارى شد آخر عمار از دست ايشان خلاص شده مضطرب و پريشان نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله مشركان گوش مرا بريدند و مرا به اجبار و اكراه بر آن داشتند كه سخن ناسزا نسبت بحضرت تو گفتم آيا مرا توبه باشد و گناه من مغفور گردد يا نه اين بگفت و زار زار بگريست حقتعالى در حق او اين آيه فرستاد كه مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ و در باب عبد اللَّه بن سعد فرمود و من اظلم الى قوله وَ مَنْ قالَ و كيست ظالمتر از آن كس كه گفت سَأُنْزِلُ زود باشد كه نازل گردانم مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مانند آنچه نازل گرداند خداى مرويست كه در روز فتح مكه عبد اللَّه بن ابى سرح ملتجى شد بعثمان و او را وسيله شفاعت ساخت نزد رسول صلّى اللَّه عليه و آله پس عثمان دست او را بگرفت و بنزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آورد آن حضرت در مسجد نشسته بود گفت يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله اعف عنه از سر عبد اللَّه بگذر رسول صلّى اللَّه عليه و آله هيچ جواب نفرمود و باز اينكلام را اعاده كرد حضرت ملتفت نشد چون مرتبه سيم تكرار نمود حضرت فرمود كه
هو لك
اين