تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٩ - سوره الأنعام(٦) آيات ٩٠ تا ٩٩
آن مترتب نميشد چه ايقاع آن نه بر وجه مأمور به ميبود و بر خلاف جهتى كه استحقاق بآن ثواب متصور است بجهت توجه ايشان بغير خدا و در آيه دلالت نيست بر آنكه منحبط شود ثوابى كه مستحق آن بوده باشند بر طاعت خود كه مقدم بر اشراك بوده باشد زيرا كه ظاهر آيه مقتضى آن نيست و مع ذلك ما بدليل قاطع ميدانيم كه مشرك را اصلا ثوابى نيست و اجماع امت نيز بر اينست و در اين تهديدى است عظيم مر مشركان را أُولئِكَ آن گروه يعنى انبيا الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ آنانند كه دادهايم ايشان را كتاب وَ الْحُكْمَ و دادهايم حكمت شريعت در فيصل دادن امور وَ النُّبُوَّةَ و پيغمبرى فَإِنْ يَكْفُرْ بِها پس اگر كافر شوند بكتاب و نبوت و حكمت شريعت هؤُلاءِ اينگروه معاندان قريش فَقَدْ وَكَّلْنا بِها پس بدرستى كه ما برگماشتهايم و مهيا كردهايم براى ايمان و مراعات كردن بآن قَوْماً گروهى را كه از روى صدق لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ نيستند بدين چيزها كافران و ناگرويدگان مراد پيغمبران و متابعان ايشانند و گفتهاند كه اينقوم اشاره بانصارند و اهل مدينه چون در وقت نزول اين سوره ايمان نياورده بودند پس اين سوره بشارتست بايمان ايشان و گويند مراد اهل فرساند يا هر كسى كه تا روز قيامت بدايره ايمان درآيد و نزد بعضى مراد فرشتگاناند و در مجمع آورده كه اين آيه متضمن ضمانست از حقتعالى كه نصرة پيغمبر خود و حفظ دين او نمايد
أُولئِكَ الَّذِينَ آن گروه انبيا آنانند كه هَدَى اللَّهُ راه نمود خداى ايشان را بدين خود فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ پس بطريق ايشان اقتدا كن لا عن دليل آن چيزى را كه بر آن متفق بودهاند از توحيد و اصول دين نه فروع (مختلف فيها) چه فروع آن نسبت بهر كس هداية نيست بلكه آن بحسب اختلاف اعصار است بر خلاف اصول پس آيه دلالت نكند بر آنكه آن حضرت متعبد بوده باشد بشريعت رسل سابقه و هاء در افتده براى وقف است نه كنايه در مفاتيح الغيب مسطور است كه آن چه حقتعالى حضرت مصطفى را صلّى اللَّه عليه و آله امر كرده كه فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ باين معنى است كه احوال ايشان را پيروى نما و اشاره بآنكه بر وصف و سيرت هر يك مطلع شده اجود و احسن آن را اختيار فرما زيرا كه اقتداى پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و آله بديشان در اصول دين نشايد چه در آن تقليد روا نيست و در فروع نيز نباشد چه شريعت او ناسخ شرايع ايشانست پس مراد محاسن اخلاق و اوصاف خواهد بود و مراد آنست كه اقتدا كن بصبر ايوب و سخاء ابراهيم و صلابت موسى و زهد عيسى و على هذا القياس و مقرر است كه از صفات سيئه و خصال رضيه هر چه با ايشان متفرق بود نزد او تنها مجتمع است