تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٦ - سوره الأنعام(٦) آيات ٨٠ تا ٨٩
رسانيم بر قدرى كه مستحق آنست و گويند معنى آنست كه ما بر وفق حكمت رفع درجات بعضى ميكنيم باصطفاى رسالت و نبوت بر بعضى ديگر إِنَّ رَبَّكَ بدرستى كه پروردگار تو حَكِيمٌ خداوند حكمت است در برداشتن و فرو گذاشتن بندگان عَلِيمٌ دانا باستحقاق و استعداد هر كس در رفع و خفض او وَ وَهَبْنا لَهُ و بخشيديم مر ابراهيم را إِسْحاقَ اسحاق پسر او كه پدر پيغمبران بنى اسرائيل است وَ يَعْقُوبَ و نبيره او كه اسرائيل است و گويند وجه تسميه يعقوب آنست كه در عقب عيص متولد شده بود و منع صرف او مانع اينست كُلًّا هَدَيْنا هر يك را از اين هر دو راه نموديم بمعرفت خود و احكام شريعت بمحض الطاف و توفيق وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ و راه نموديم نوح را پيش از ابراهيم تعداد هدايت نوح در اين مقام بجهة اظهار نعمت است بر ابراهيم چه نوح پدر ابراهيم بود و شرف والد متعدى بولد ميشود وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ و هدايت كرديم از ذريه نوح ع و بعضى گفتهاند از ذريه ابراهيم عليه السّلام زيرا كه كلام در شأن ابراهيم است و اول اصح است زيرا كه يونس عليه السّلام و لوط در اين آيه مذكوره داخلند و از ذريه ابراهيم نبودهاند و باقى كه از ذريه ابراهيماند هم از ذريه نوحند چه ابراهيم از ذريه نوحست باتفاق و قرب نوح بمرجع نيز رجوع ضمير است باو و اگر راجع بابراهيم باشد پس اختصاص بيان بايد كرد بانبياى معدوده در اين آيه و در آيتى كه بعد از آن است و انبياى مذكوره را كه در آيه ثالثه مذكوراند عطف بايد كرد بر نوح و شبهه نيست كه اين خالى از تكليفى نيست پس اظهر آنست كه ضمير راجع بنوح باشد و من براى تبعيض است يعنى بوسيله توفيق و الطاف خود هدايت نموديم بعضى از فرزندان نوح را و قوله داوُدَ عطف بيان آنست يعنى داود را كه پسر ايشان است از اولاد يهود ابن يعقوب وَ سُلَيْمانَ و سليمان را كه پسر داود است وَ أَيُّوبَ و ايوب را كه پسر اموص بن رازج بن روم بن عيصوص بن اسحاق ابن ابراهيم است وَ يُوسُفَ و يوسف بن يعقوب را از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله مرويست كه (الكريم ابن الكريم ابن الكريم ابن الكريم) يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم وَ مُوسى وَ هارُونَ و موسى بن عمران بن يضهر بن تاهث بن لاوى بن يعقوب را و هارون را كه برادر موسى بود و يك سال از موسى بزرگتر بود وَ كَذلِكَ و هم چنان كه ابراهيم را پاداش داديم برفعت درجات و ثبات بر دين