تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٥ - سوره الأنعام(٦) آيات ٨٠ تا ٨٩
را بظلم أُولئِكَ آن گروه لَهُمُ الْأَمْنُ مر ايشانراست ايمنى از عذاب دوزخ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ و ايشانند راه يافتهگان و بدانكه مىتواند بود كه اين آيه استيناف باشد از ابراهيم و اين مأثور است از امير المؤمنين عليه السّلام و يا از حقتعالى كه جواب باشد از آنچه استفهام نمودهاند از آن و اين قول محمد بن اسحاق و ابن زيد و جبائيست و مراد بظلم اينجا شرك است چنان كه مفسر شد و مرويست از سلمان فارسى و حذيفه يمانى و ابن مسعود كه چون اين آيه نازل شد بر اصحاب شاق آمده گفتند كه (اينا لم يظلم نفسه) كدام از ما است كه از ظلم خالى نيست حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه
ليس ما تظنون انما هو ما قال لقمان لابنه يا بنى لا تشرك باللّه ان الشرك لظلم عظيم
يعنى ظلم باين معنى نيست كه گمان بردهايد بلكه اين مثل آن چيزيست كه لقمان پسر خود را گفت اى پسر من شرك مياور بخدا كه شرك ستمى عظيم است
و ليس الايمان به ان يصدق بوجود الصانع الحكيم و يخلط بهذا التصديق الاشراك
ايمان نه آنست كه تصديق بوجود صانع حكيم كنى و اشراك را بآن خلط كنى و نزد بعضى مراد بظلم معصيت است و جبائى و بلخى گفتهاند كه جميع كباير در ظلم داخلند چه آن محيط ثوابست پس موجب دخول نار باشد و اگر مختص باشد بشرك لازم مىآيد كه مرتكب كبيره هر گاه مؤمن باشد متصف با من باشد و اين قوليست سخيف و منافى آيه فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ الى آخر و ديگر آنكه امن صاحب كبيره از ذنوب عين كبيره است و جواب از اين آنست كه اين بدليل خطاب لازم مىآيد و مذهب حق آنست كه مفهوم مخالف حجت نيست و اينكه مرتكب كبيره غير امن است بدليل ديگر معلوم شده و يا مراد از آيه ايمنى است از دخول نار بر سبيل خلود وَ تِلْكَ و همه آنچه گذشت از احتجاج و استدلال ابراهيم بر قوم يعنى قوله فلما جن يا قوله أ تحاجوني تا اينجا حُجَّتُنا حجت و برهان ما بود كه بر وجه خلت آتَيْناها إِبْراهِيمَ داديم آن را بابراهيم يعنى ارشاد نموديم و القاى آن كرديم در دل او بوسيله توفيق و الطاف عميمه خود و قوله عَلى قَوْمِهِ متعلق است بحجتنا يعنى آنچه ما بابراهيم داديم حجت ما بود بر قوم او و او بآن بر ايشان حجت گرفت و اين در صورتيست كه حجتنا خبر تلك باشد اما اگر بدل او باشد پس متعلق او محذوف باشد اى ليحج على قومه يعنى حجت خود را بابراهيم داديم تا بآن حجت گرفت بر قوم خود نَرْفَعُ دَرَجاتٍ برميداريم پايهاى بلند مَنْ نَشاءُ هر كه را خواهيم در علم و حكمت از مؤمنان كه مصدق وحدانيت مااند و مطيع و منقاد ما و ما تفضيل بعضى از ايشان مينمائيم بر بعضى بحسب احوال ايشان يعنى هر يك از اهل ايمان را بمراتب عاليه و درجات رفيعه مى