تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٤ - سوره الأنعام(٦) آيات ٨٠ تا ٨٩
تمكين اضرار بايشان دهد وَسِعَ رَبِّي وارسيده است پروردگار من و احاطه كرده كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً همه چيز را از روى دانش يعنى علم او بهمه چيز محيط شده اين در حكم علت استثناء است يعنى چون علم او بهمه چيز رسيده پس دور نيست كه در علم او باشد كه بمن مكروهى رسد از جهت بتان پس بر وجه ترغيب و تحريص ايشان گفت أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ آيا ياد نميكنيد و پند نميگيريد و ميان عاجز و قادر و عالم و جاهل تميز نمينمائيد در مجمع آورده كه مفسران را در اين استثنا دو قول است يكى آنكه معنى آنست كه مگر كه حقتعالى حياة و تمكين در ايشان خلق كند تا ايشان مضرت بمن رسانند فحينئذ ضرر و نفع ايشان نيز دليل باشد بر حدوث آنها و بر توحيد حقتعالى و بر آنكه مستحق عبادت او است نه غير او و شريكى در ملك و ملكوت ندارد دويم آنكه نميترسم از اوثان مگر كه حقتعالى خواهد كه مرا معذب سازد ببعضى ذنوب من و يا ابتداء بمن ضررى رساند و اول اجود است و بعد از آن باكد حجج بر ايشان احتجاج نمود و گفت كه وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ و چگونه ترسم از آنچه شما بانباز مىگرفتيد از جمادات وَ لا تَخافُونَ و نميترسيد أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ از آن كه شرك مىآوريد بخدا و شريك او ميدانيد ما لَمْ يُنَزِّلْ آن چيزى را كه فرو نه فرستاده است خدا بِهِ بشريك كردن آن عَلَيْكُمْ سُلْطاناً بر شما كتابى يا حجتى و دليلى غالب يعنى چگونه ترسم از معبودان شما كه بديهه عقل حاكم است كه از ايشان نفع و ضررى متصور نيست و شما اولىتريد كه بترسيد از خداى غالب و قادر كه شرك مىآريد باو و و حال آنكه نمىترسيد از او باين اشراك كه از بينه و حجة خالى است و محض تقليد است مراد آنست كه او احق است از آنكه از او بترسند جهت اشراك مصنوع بصانع و تسويه ميان مقدور و عاجز بقادر ضار و نافع فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ پس كدام از اين دو گروه مشرك و موحد أَحَقُّ بِالْأَمْنِ سزاوارترند بايمن بودن پس مرا جواب دهيد إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اگر هستيد كه باستعمال عقول خود بدانيد آن را كه سزاوار آنست كه از او بترسيد يعنى حقتعالى كه قادر است بر ايصال نفع و ضر نه غير او و ايثار اى الفريقين بر (اينا انا ام انتم) جهت احتراز او بود از تذكيه نفس خود و آيه دليل است بر آنكه هر كس كه قول او بىحجت بود باطل باشد و دال بر فساد قول آنان كه گفتند كه مناظره و محاجه نبايد كرد و بعد از آن بر سبيل استيناف گفت كه الَّذِينَ آمَنُوا آن كسانى كه ايمان آوردند و تصديق بوحدانيت كردند وَ لَمْ يَلْبِسُوا و نياميختند إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ ايمان خود