تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢ - سوره النساء(٤) آيات ٤٠ تا ٤٩
پس مستعد عفو نباشد بخلاف غير آن از معاصى كما قال وَ يَغْفِرُ و بيامرزد ما دُونَ ذلِكَ آن گناهى را كه غير از شرك بود خواه كبيره باشد يا صغيره لِمَنْ يَشاءُ مر آن كس را كه خواهد از روى تفضل و احسان و در انوار گفته كه نزد معتزله جار و مجرور متعلق بهر دو فعل است كه ان لا يغفر و يغفر است يعنى حق سبحانه نميآمرزد شرك را براى هر كه خواهد و اين كسى است كه كه توبه نكند و ميامرزد ما دون آن را براى هر كه خواهد و آن هر كسى است كه توبه كند و در اين قول تقييد آية است بدون دليل زيرا كه عموم آيات وعيد اولى از اين نيست در محافظة و نيز اينقول ناقض مذهب ايشانست چه متعلق امر بمشيت منافى وجوب تعذيبست قبل از توبه و وجوب مغفرت بعد از توبه پس بنا بر اين قول ايشان حجت باشد بر ايشان و بر خوارج نيز حجت است زيرا كه زعم ايشان آنست كه هر ذنبى شركست و صاحب اين مخلد است در نار انتهى كلامه و صحيح آنست كه مشرك تايب و غير مشرك اعم از آنكه تايب باشد از معاصى ديگر يا نه صلاحيت غفران دارد يعنى اگر حكمت و مصلحت الهى باشد بر سبيل تفضل ايشان را مغفور سازد و اگر نه بقدر معصيت عذاب فرمايد وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ و هر كه شرك آرد بخدا و انباز گيرد با او فَقَدِ افْتَرى پس بدرستى كه افترا كرده باشد و بر بافته إِثْماً عَظِيماً دروغى بزرگ را كه بدان مستحق عذاب بزرگ گردد يعنى مرتكب امرى شده كه مستحقر است نزد آن جميع اثام اين اشارتست بمعنى كه فارقست ميان شرك و ساير ذنوب و افترا هم چنان كه اطلاق بر قول ميكنند بر فعل نيز ميكنند و اختلاف نيز چنين است و در مجمع آورده كه از كلبى نقلست كه اين آيه در حق وحشى و اصحاب او نازل شد در وقتى كه حمزه عليه السّلام را شهيد كردند و چون بمكه آمدند بر فعل خود نادم گشته و نامه به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نوشتند باين مضمون كه ما بر ضيعه خود نادميم و مانع اسلام نميشود مگر اين سخن كه فرمودى وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ تا آخر و چون ما با خدا شرك آوردهايم و نفسى كه حقتعالى حرام گردانيده بود بقتل رسانيدهايم و زنا كردهايم پس چگونه تابع تو شويم و اسلام آوريم اين آيه نازل شد كه إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً تا آخر پس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شخصى را بوحشى و اصحاب او فرستاد چون اين آيه بخواندند گفتند اين شرطى شديد و تكليفى صعب است ميترسيم كه از عهده عمل صالح بيرون نتوانيم آمد و از اهل اين آيه نباشيم حقتعالى اين آيه فرستاد كه إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله چون اين آيه را بايشان فرستاد گفتند خوف آن داريم كه از اهل مشيت نباشيم پس اين آيه آمد كه قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا