تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٨ - سوره الأنعام(٦) آيات ٦٠ تا ٦٩
بر آنكه او سبحانه قادر است بر معلومى كه از فعل او نباشد و چون ذكر تصريف آيات فرمود در عقب آن بيان فرمود كه وَ كَذَّبَ بِهِ و دروغ ميدارند عذاب يا قرآن را قَوْمُكَ گروه تو كه كفار قريشاند وَ هُوَ الْحَقُ و آن عذاب حق و صدق است در وقوع يا كتاب درست و راست است و از نزد حقتعالى است قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بگو من نيستم بر شما بِوَكِيلٍ نگهبان كه مهم شما را بمن گذاشته باشند تا شما را از تكذيب منع نمايم يا بتعذيب جزا دهم چه بر من همين انذار است و وكيل و حفيظ او سبحانه است پس اين آيه منسوخست بآية السيف چه در وقت نزول اين آيه بر حضرت واجب شد كه كفار را بقهر از كفر و تكذيب منع نمايد لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ هر چيزى را از وعد و وعيد وقتى است كه در آن وقت قرار يابد يعنى واقع شود يا هر عملى را جزائيست و اين قول حسن است و قول اول اظهر و احسن است وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ و زود باشد كه بدانيد آن را نزد وقوع آن در دنيا يا در آخرت و در اخبار آمده كه خاصيت اين آيه آنست كه چون بر كاغذى نويسند و در دندان گيرند درد دندان را سود دهد آوردهاند كه هر گاه مسلمانان با مشركان نشستندى ايشان فى الحال خوض نمودندى در تكذيب قرآن و استهزا نمودندى با بعضى كلمات آن حقتعالى فرمود كه وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ و چون بينى كسانى را كه تكذيب و استهزا نمودندى يَخُوضُونَ خوض و شروع مينمايند و گفتگو ميكنند فِي آياتِنا در آيتهاى ما كه قرآنست و بآن طعن مىكنند فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ پس اعراض كن از ايشان و با ايشان منشين حَتَّى يَخُوضُوا تا وقتى كه درآيند فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ در سخنى ديگر غير آن عود ضمير بنا بر معنى آيات است چه آن قرآنست وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ و اگر فراموش گرداند بر تو شيطان اعراض كردن را از ايشان يعنى ترا از آن باز دارد خطاب با حضرتست و مراد امتاند چه شيطان بمراحل كثيره از او دور بود و او از جميع صغاير و كباير و وساوس و تسويلات شيطانى معصوم و محفوظ بوده چنان كه ادله عقليه شاهد آنست پس معنى آنست كه اى بنده هر گاه شيطان ترا از اعراض از كفار مشغول سازد فَلا تَقْعُدْ پس منشين بَعْدَ پس از الذِّكْرى ياد كردن تو سخن خداى را مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ با گروه ستمكاران كه وضع تكذيب و استهزا ميكنند در موضع تصديق و استعظام اين حكم در بدايت اسلام بود اما چون اسلام قوى شدى مسلمانان با كافران مجالست