تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٦ - سوره الأنعام(٦) آيات ٦٠ تا ٦٩
و دريا تَدْعُونَهُ در حالتى كه ميخوانيد نجات دهنده خود را تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً از روى آشكارا و پنهان و يا در حالتى كه آشكارا كنندگانند آن خواندن را بزارى و پنهان كنندگان از مردمان و بنا بر اينمعنى (تضرعا و خفية معلنين و مسرين) است و بر قول اول منصوب است بتمييز اى اعلانا و اسرارا مراد آنست كه بآشكارا و نهان بلسان و جنان او را ميخوانيد تا آن شدايد و اهوال را از شما زايل گرداند و قوله لَئِنْ أَنْجانا بر اراده قولست يعنى ميگويند كه اگر نجات دهد خداى ما را مِنْ هذِهِ از اين شدت و محنت لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ هر آينه باشيم از شكر گويندگان بر نعمت نجات آيه دليل است بر آنكه تضرع و اخفا در دعا سنت است و روزى آن قدر كه كفاف باشد و در خبر است كه آن حضرت بر جمعى بگذشت كه آواز خود را در دعا برداشته بودند فرمود كه
انكم لا تدعون اصم و لا غايبا اما تدعون سميعا قريبا
بدرستى كه شما نه ميخوانيد كر و غايب را بلكه ميخوانيد شنونده و نزديك را پس آواز خود را فرو خوابانيدند قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ بگو اى محمد (ص) خداى نجات مىدهد شما را مِنْها از اندوه ظلمات بر و بحر وَ مِنْ كُلِّ كَرْبٍ و از هر اندوه و غمى كه غير آن باشد ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ پس شما باز بشرك رجوع ميكنيد و بعهدى كه كردهايد وفا نميكنيد وضع تشركون در موضع تشكرون تنبيه است بر آنكه هر كه شرك آورد در عبادت خدا گوييا اصلا او را نپرستيده بعد از آن انذار و تهديد قوم مىكند بر وجه احتجاج و ميفرمايد كه قُلْ هُوَ الْقادِرُ بگو او است توانا عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ بر آنكه فرستد بر شما عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ عذابى از زبر شما چون طوفان كه بقوم نوح و حجاره كه بر امم سابقه مانند قوم لوط و اصحاب فيل أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ ياء ذابى از زير قدم شما چون آل فرعون كه در آب غرق شدند يا قارون كه بزمين فرو رفت و گفتهاند عذاب فوق حكام ظالماند (و من تحت ارجل) بندگان و خدمتكاران بد معاش و اين قول ابن عباس است و مروى از ابى عبد اللَّه عليه السّلام و يا من فوق كباير قومند و من تحت صغاير ايشان أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً يا درآميزد شما را با هم گروه گروه و هر گروهى را سودايى و تمنايى و آرزويى و مدعايى بخلاف آن ديگر تا آن مخالفت بمقاتله انجامد و همه در هم افتند اصل لبس اختلاط است يقال (لبس عليكم الامر اى خلط بعضكم على بعض و لابست الامر خالطته) مراد آن است كه بجهت فرط عناد و انكار شما را با نفس خود گذارد و طريق الطاف از شما مسدود سازد تا شيطان بر