تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٥ - سوره الأنعام(٦) آيات ٦٠ تا ٦٩
نهاده باشد هر جا كه خواهد بآن دست رساند و آنچه خواهد بردارد و خورد و در روايتى ديگر آمده كه ملك الموت آن حضرت را گفت كه مرا اعوان و گماشتگان باشد كه آنها را ميفرستم تا قبض ميكنند روح هر كس را كه اجل او منقضى شده باشد و ذلك قوله تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا يُفَرِّطُونَ و نزد زجاج مراد برسل حفظهاند پس معنى آنست كه حق سبحانه بر شما ميفرستد كرام الكاتبين را در حين حياة تا حفظ اعمال شما كنند و در حين توفيه تا قبض ارواح شما نمايند ثُمَّ رُدُّوا پس باز گردانيده شوند مردمان بعد از موت إِلَى اللَّهِ بحكم و جزاى خدايى كه مَوْلاهُمُ خداوند ايشانست و متولى امور ايشان الْحَقِ درست گوى و راست كردار است كه حكم نفرمايد مگر بحق و نكند مگر بصواب و يا ثابت الذاتست و باقى كه گرد فنا بدامن كبرياى او ننشيند اين مصدر است كه بجهت مبالغه موصوف بر او واقع شده مانند زيد عدل و ميتواند بود كه تقدير ذى الحق باشد يعنى خداوند قول و فعل صواب أَلا لَهُ الْحُكْمُ بدانيد كه مر او راست در آن روز كه هيچ حاكمى را مجال حكم نباشد وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ و اوست شتاب كنندهترين حساب كنندگان در روايت صحيحه واقع شده كه حقتعالى مقدار دوشيدن گوسفندى حساب همه شما مكلفان را خواهد كرد با وجود كثرت جن و انس و بسيارى اعمال ايشان بر وجهى كه حسابى او را از حساب ديگر باز ندارد و اين دليل است بر كمال قدرت و علم او مشعر بآنكه او سبحانه بلسان و لهوات تكلم نكند تا صحيح باشد كه حساب همه خلايق كند در وقت واحد از امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه سؤال كردند كه چگونه حقتعالى حساب خلقان كند و حال آنكه هيچكس او را نبيند فرمود كه
كما يرزقونهم و لا يرونه
هم چنان كه روزى به مخلوقات دهد و او را نبينند جلت قدرته و عظمته باز رجوع باحتجاج كفار كرده ميفرمايد كه قُلْ بگو اى محمد (ص) مَنْ يُنَجِّيكُمْ كه ميرهاند شما را مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ از تاريكىهاى بيابان يعنى ظلمت ليل و ظلمت غيم و ظلمت غبار وَ الْبَحْرِ و از ظلمتهاى دريا يعنى تيرگى شب و سحاب بخار و اصح آنست كه مراد از ظلمات بر و بحر شدايد و اهوال آنست و اين مأثور است از ابن عباس پس لفظ ظلمات مستعار باشد براى شدت جهت اشتراك هر دو در هول و ابطال ابصار فيقال (لليوم الشديد يوم مظلم و يوم ذو كواكب اى قد اشتدت ظلمته حتى صار كالليل) و يا ظلمات كنايه است از خسف در بر و غرق در بحر ملخص معنى آنست كه كيست كه نجات دهد شما را از سختيها و بلاهاى بيابان