تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٣ - سوره الأنعام(٦) آيات ٦٠ تا ٦٩
زبان و خاطر و انگشت شمار آن نميتوانم كرد گفتم آن كدام است گفت اينكه جمعى از امت تو در مجمعى حاضر باشند و در آنجا نام تو مذكور شود ايشان به اتفاق بر تو صلوات دهند من حصر و عدد آن ندانم و از ابى عبد اللَّه عليه السّلام مرويست كه (ورقه سقط) است يعنى بچه كه از شكم افتاده باشد و حبه ولد و ظلمات ارض ارحام و رطب آنچه از آن زنده ماند و يابس آنچه فوت شود و بدانكه اگر مراد بكتاب مبين لوح محفوظ باشد چنان كه قول اكثر مفسرانست حفظ جميع امور در آن نه بجهت آنست كه حقتعالى حفظ آن كند چه او سبحانه عالم بالذات است بآن قبل از آنكه آن را در لوح كتب نمايد و ليكن بجهة آنست كه تا ملائكه حوادث هر روز را بآن معارضه نمايند و آن را موافق و مطابق مكتوب فيه دانسته موجب زيادتى علم و يقين ايشان شود بصفات اللَّه تعالى و نيز چون مكلف بداند كه اعمال او مكتوب ميشود در لوح محفوظ و هر روز ملائكه مطالعه آن ميكنند هر آينه موجب ترك قبايح او شود و داعى بر كسب افعال حسنه او گردد و لهذا حسن بصرى گفته كه هذا توكيد فى الزجر عن المعاصى و الحث على البر
و ببايد دانست كه چون حقتعالى باين آيه تنبيه فرمود بر آنكه او عالم بالذاتست از حيثيت آنكه اگر عالم بعلم ميبود يكى از سه امر فاسد لازم ميآمد كه آن يا علوم غير متناهيه او باشد و يا معلومات متناهيه و يا تعلق علم واحد بمعلومات غير متناهيه و همه باطلست بدليل عقلى در عقب آن تنبيه فرمود بر آنكه او قادر بالذاتست از حيث قدرت او بر احيا و اماتت فرمود كه وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ و او است خداوندى كه متوفى ميسازد يعنى مىخواباند شما را بِاللَّيْلِ در شب و چون توفى در اصل فرا گرفتن چيزيست بالتمام لا جرم اينجا استعاره كرده آن را كه در موت شايع است براى خواب و در ميان ايشان مشاركتست در زوال احساس و تميز و امتناع بدن از عملى و سر
(النوم اخ الموت)
اشاره بدينست و ابن عباس در تفسير فرموده كه حقتعالى در خواب قبض ارواح شما ميكند از تصرف هم چنان كه در موت وَ يَعْلَمُ و ميداند ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ آنچه كسب كنيد در روز تخصيص ليل بنوم و يوم بكسب بنا بر جريان آنست بر معتاد ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ پس برانگيزاند شما را از خواب فِيهِ در روز اطلاق بر يقظه براى ترشحيست بر متوفى و اين توفى و بعث شما را ثابت است لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى تا وقتى كه تمام كرده شود اجل نام برده شده يعنى برسد متيقظ بآخر اجل خود كه معين و مقدر شده است او را در دنيا و قدم در دروازه موت نهد ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ پس بسوى جزاى او است بازگشت شما بعد از