تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٢ - سوره الأنعام(٦) آيات ٥٠ تا ٥٩
تعلق علم او است بآنچه در بيابانست از نباتات و حيوانات و غير آن وَ الْبَحْرِ و آنچه در درياست از جواهر و حيوانات آبى يا آنچه در بر است عالم شهادت است و آنچه در بحر است عالم غيب وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ و نيفتد هيچ برگى از درخت إِلَّا يَعْلَمُها مگر ميداند آن را و عالمست بآنكه چند برك از درخت افتاده و چند برك بر او باقى مانده و آن برك از درخت تا زمين چند نوبت بر پشت و روى منقلب گشته تا بزمين رسيده اين مبالغه است در احاطه علم او بجزئيات و قوله وَ لا حَبَّةٍ عطفست بر ورقة يعنى نيفتد هيچ دانه فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ در تاريكىهاى زمين مراد تخمست كه در زمين افتد و جمع ظُلُماتِ باعتبار تراكم (ظلمت) آنست و از ابن عباس نقل است كه مراد حبه است كه در تحت صخره واقع شود كه در اسفل زمين هفتم است وَ لا رَطْبٍ و نه ترى وَ لا يابِسٍ و نه خشكى إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ مگر آنكه ثبت است در كتاب روشن كه عبارت از علم او سبحانه است اين بدل كل است از استثناى اول گاهى كه مراد بكتاب مبين علم او سبحانه باشد يعنى هيچ چيز در بر و بحر نيست و هيچ ورقه از درخت نيفتد و هيچ حبه در ظلمات ارض نباشد و هيچ رطب و يابسى نيست مگر در علم الهى مثبت است و او سبحانه از آن غافل و ذاهل نيست و يا بدل اشتمال است از استثناى اول اگر مراد بآن لوح محفوظ باشد يعنى همه اين امور در لوح ثبت است و بدانكه نزد بعضى مراد از رطب و يابس همه چيز است از جسمانيات زيرا كه جسم از رطوبت يا يبوست خالى نيست و بعضى بر آنند كه رطب اشارتست به روحانيات و يابس بماديات و يا رطب زمين است كه نبات روياند و يابس آنچه نروياند و گفتهاند كه رطب زبان مؤمن است بذكر خداى و يابس زبان كافر كه از ذكر خدا خشك گشته و يا رطب قطره باران كه نبات روياند و يابس مواقع آن در خبر است كه رسول (ص) فرمود كه در شب معراج مرا بآسمان بردند فرشته ديدم كه او را هزار هزار دست بود و بهر دستى هزار هزار انگشت بدان حساب و شمارى ميكرد جبرئيل را گفتم اين فرشته كيست و در چه شمار است گفت او فرشتهايست كه موكلست بر قطرهاى باران و آن را نگاه ميدارد و ميداند كه چند قطره از آسمان بزمين آيد از او پرسيدم كه اى ملك ميدانى كه از آن وقت كه حقتعالى جهان را آفريده تا امروز چند قطره باران بزمين آمده گفت يا رسول اللَّه (ص) بآن خدايى كه ترا بحق بخلق فرستاده كه ميدانم از اول آفرينش تا اين زمان كه چند قطره باران از آسمان بزمين آمده و چند قطره بر بر و بحر و خرابى و آبادى و بوستان و شورستان و گورستان و كوهستان و غير آن آمده رسول (ص) فرمود كه من متعجب شدم از حفظ و ذكاء و فهم او پس مرا گفت كه حسابى هست كه من از آن عاجزم و باين