تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠ - سوره النساء(٤) آيات ٤٠ تا ٤٩
يعنى گرونده در حالتى كه اندك باشند در زمان مستقبل و بنا بر اين معنى خبر موافق مخبر عنه شده چه ايشان ايمان نياوردند مگر عبد اللَّه سلام و اصحاب او مانند ثعلبة بن شعبه و اسد بن شعبه و اسعد بن عبيد و محرنق و غيرهم كه جمعى اندك بودند و در اكثر تفاسير آمده كه حضرت رسالت (ص) احبار يهود را چون ابن صوريا و سعد (كعب خ ل) بن اسد و را طلبيد و گفت اى معشر يهود از خدا بترسيد و قدم در دايره اسلام نهيد من سوگند مى خورم بخدا كه شما ميدانيد كه من اينكلام و احكام كه از خالق انام بشما آوردهام حقست و شما را در تورية از حال من خبر دادهاند و در آنجا بر ايمان شما بمن ميثاق فرا گرفتهاند ايشان از روى عناد گفتند كه ما تو را نميدانيم و از نعت تو و از صفت قرآن تو خبر نداريم آيه آمد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ اى آن كسانى كه شما را كتاب دادهاند يعنى تورية آمِنُوا در حالتى كه باور دارنده و بِما نَزَّلْنا بآنچه فرو فرستاديم بر بنده خود و آن قرآنست مُصَدِّقاً در حالتى كه باور دارنده و تصديق كننده است آن چيزى كه قرآنست يعنى اصول آن احكام موافقست و مطابق لِما مَعَكُمْ مر آن چيزى را كه با شما است يعنى تورية پس بدان بگرويد مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ پيش از آنكه محو كنيم وُجُوهاً روىها را يعنى اثر تخطيط صور آن را نيست سازيم تا اصلا نشانه ابرو و لب و چشم و بينى و دهن بر آن نماند فَنَرُدَّها پس باز گردانيم آن روهاى ممحوة الآثار را عَلى أَدْبارِها بر هيئت قفا هاى آن يعنى شكل روى را بصورت پس سر مبدل سازيم يا اشياء مصوره را بر وجه چون انف و حاجب و عين محو سازيم و بر قفا مثبت نمائيم تا روى ايشان بر قفا باشد و بر سبيل قهقرى در راه روند و در تيسير آورده كه ايدى و ارجل و بطون و ظهور ايشان در مواضع خود ثابت باشند و روىهاى ايشان در پشت سر بود و اين هيئتى است در غايت زشتى و رسوايى و اين صورت يا در آخر الزمان باشد يا در آخرت و گويند مراد آنست كه ما رويهاى ايشان را مانند قرده و خنازير گردانيم تا آنكه بشره روى ايشان پوشيده شود و ابو جارود از باقر عليه السّلام روايت كرده كه ما رويهاى ايشان را از هدى بضلالت گردانيم بر سبيل خذلان و اين قول از حسن و مجاهد و ضحاك و سدى نيز منقول است و در انوار گفته كه اصل طمس او ازاله اعلام ماثله است و گاهست كه اطلاق آن ميكنند بر معنى طلس در ازاله صورت و يا بر مطلق قلب و تغير و لهذا گفتهاند كه معنى آنست كه (من قبل ان تغير وجوها فى الدنيا و فى الآخرة فنسلب وجاهتها و اقبالها و نكسوها الصغار و الادبار) و با آنكه (نردها الى حيث جاءت منه و هى اريحا و اذرعات الشام) يعنى محو آثار ايشان كنيم از وجوه و نواحى ايشان و اثر ايشان را از ولايات مدينه