تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٨ - سوره الأنعام(٦) آيات ٥٠ تا ٥٩
و مصعب بن عمير و عمار و امثال اينها و در بعضى تفاسير آمده كه قومى بخدمت سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله آمدند و گفتند يا رسول اللَّه گناهان از ما بسيار صادر شده و جرم بيشمار از ما صدور يافته تدبير اعتذار و چاره استغفار آن بر چه وجه كنيم آن حضرت بجواب ايشان ملتفت نشد و ايشان از عتبه نبوت نااميد بازگشتند فى الحال اين آيه نازل گشت كه چون مؤمنان گناه كار كه بوحدانيت من و رسالت و حقيقت قرآن گرويدهاند بجانب تو آيند بر ايشان سلام كن كه متضمن بشارت است بسلامتى دنيا و رحمت عقبى و بگو بعد از سلام كه كَتَبَ رَبُّكُمْ نوشته است پروردگار شما عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ بر ذات بزرگوار خود بخشش و بخشايش چه وعده داده است برحمت خود وعده مبرا از تخلف أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ هر كه بكند از شما سُوءاً كار بدى را اين بدل رحمتست و قوله بِجَهالَةٍ در موضع حالست اى (من عمل ذنبا جاهلا) بحقيقت (ما يتبعه من المضار) يعنى هر كه گناهى كند در حالتى كه نادان باشد به حقيقت آنچه در پى آنست از انواع مضار كه عقوبات دنيويه و اخرويه است و يا تقدير اينست كه (ملتبسا بفعل الجهلة) يعنى چه ارتكاب آنچه مؤدى شود بضرر از افعال اهل سفه و جهلست ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ پس توبه كند بعد از اين عمل و پس از اين بدى وَ أَصْلَحَ و باصلاح آورد كار خود را بآنكه تدارك آن نمايد به عزم بر عدم عود بر آن گناه فَأَنَّهُ غَفُورٌ پس امر او آنست كه آمرزنده است تايبان را رَحِيمٌ مهربان بر ايشان ان مفتوحه بجهت آنست كه خبر مبتداى محذوفست اى (فامره و شانه غفرانه) و يا مبتداء خبر محذوف اى فله غفرانه قشيرى گفته كه اگر ملك بر تو ذلت نويسد ملك براى تو بر خود رحمت مينويسد پس ترا دو كتابست يكى ازلى و يكى وقتى و مقرر است كه كتابت وقتى ازلى را باطل نميتواند ساخت پس مضمون اين آيه شريفه شفا است مر بيماران بيمارستان گناه را و شفا بشرط پرهيز است و توبه و انابت و نيز اهل تحقيق گفتهاند كه حقتعالى چيزى را در باب تكليف و ميثاق بر تو نوشت كه كتب عليكم الصيام و كتب عليكم القصاص و چيزى را بر خود نوشت كه كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ اگر تو با عجز و ضعف و مشقت باين افعال وفا كنى او اولى تركه با كرم و فضل آنچه بر خود نوشته وفا كند آنچه بر خود نوشت آنچه بر تو نوشت چون كه متضمن مشقت و كلفت بود از روزه و قصاص و غير آن بطريق مجهول ادا كرد كه آن كتب است و نفرمود كه من نوشتم كه مضمون صيغه معلوم است و چون برحمت خود رسيد فرمود كه من نوشتم و حواله آن را با خود كرد كه كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ و در باب سقى ماء حميم فرمود كه وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ و در بيان شراب و صله اسناد بخود كرده فرمود كه وَ سَقاهُمْ