تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٧ - سوره الأنعام(٦) آيات ٥٠ تا ٥٩
را توفيق دهد و دويم را در خذلان بگذارد و در آيه دليل واضح است بر آنكه فقراء مؤمنين و ضعفاى ايشان اولى بتقديم و تقرن و تعظيم باشند از اغنياى ايشان از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه
من اتى غنيا فتواضع لغناه ذهب ثلثا دينه
هر كه نزد توانگرى رود و باو تواضع كند بجهت غناى او چهار دانك دين او برود و ابو سعيد خدرى روايت كند كه ما جماعتى فقرا و ضعفاى مهاجر در مسجد نشسته بوديم و از برهنگى چنان بوديم كه بعضى از ما جامه خود را بر بعضى ديگر مىپوشيدند و يكى از ابناى جنس خود را تعيين كرده بوديم كه قرآن ميخواند و ما استماع ميكرديم رسول صلّى اللَّه عليه و آله نزد ما آمد و سلام كرد و فرمود در چه كاريد عرض كرديم يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله قارى از ما قرآن ميخواند و ما استماع مينمائيم فرمود كه
الحمد للَّه
كه از امت من جماعتى پديد آمدند كه من مأمور شدم بآنكه با ايشان بنشينم و با ايشان صبر كنم پس بيامد و در ميان ما بنشست و در نشستن با ما برابرى كرد تا كه زانوى خود را بر زانوهاى ما نهاد و بعد از آن اشاره فرمود كه حلقه شويد ما امتثال آن حضرت نموديم پس فرمود كه
ابشروا مماليك المهاجرين بالنور التام يوم القيمة
بشارت باد شما را اى درويشان هجرت كننده بنور تمام در روز قيامت شما پيش از توانگران به بهشت رويد به نيم روزى كه مقدار او پانصد سال باشد و انس روايت كرده كه رسول (ص) فرمود اى جماعت درويشان خداى مرا امر فرموده كه با شما نشينم و بر آن صبر كنم شما آنانيد كه خداى را ياد ميكنيد در بامداد او شبانگاه و مجالس شما مجالس انبيا است و صلحا كه پيش از ايشان بودهاند و بعد از آن حقتعالى او را امر كرد بتعظيم و اكرام مؤمنان بقوله وَ إِذا جاءَكَ الَّذِينَ و چون بيايند بتو آنان كه يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا ايمان دارند بآيتهاى ما فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ پس بگو كه سلام بر شما باد مرويست كه بعد از نزول اين آيه درويشان صحابه كه مذكور شدند چون بخدمت حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله آمدندى بر ايشان سبقت فرمودى بسلام و نگذاشتى كه ايشان پيش دستى كنند بر او بسلام و فرمودى كه
الحمد للَّه الذى جعل فى امتى من امرنى ان ابدء هم بالسلام
شكر مر خداى را كه در امت من جماعتى را پديد كرد كه بامر او سبحانه من ابتدا بسلام كنم بر ايشان و گويند معنى اين آيه آنست كه تبليغ سلام خداى كن بر ايشان بسعه رحمت و فضل او بعد از نهى از طرد ايشان بجهت ايذان بآنكه جامع فضيلت علم و عملند و هر كه بر اين سيرت باشد سزاوار آنست كه او را نزديك گردانند بخود نه كه طرد ايشان كنند و اعزاز آنها نمايند نه اذلال و بشارت دهند ايشان را از خدا بسلامتى در دنيا و نعمت نامتناهى در عقبى و از عطا روايت است كه نزول اين آيه در شان على مرتضى و حمزه است و جعفر