تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٥ - سوره الأنعام(٦) آيات ٥٠ تا ٥٩
گفتند اينها را پائين دست بنشان تا ما بر بالاى ايشان نشسته با تو مكالمه و مصاحبت كنيم حضرت ملتفت جواب ايشان نشد و روايتى ديگر است كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله بجهت فرط حرص بر ايمان ايشان راضى شد كه تعيين نوبت كند كه روزى ايشان را باشد و روزى آنها را گفتند اين قرار تعيين را بر جايى بنويس و اين معاهده را در وثيقه ثبت كن حضرت فرمود تا اسباب كتاب حاضر كردند پس امير المؤمنين عليه السلام را فرمود تا اين صورت را در حيز كتابت درآورد جبرئيل اين آيه را آورد كه وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ و مران از مجلس خود آنان را كه يَدْعُونَ رَبَّهُمْ ميخوانند پروردگار خود را و ياد او ميكنند بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِ در بامداد و شبانگاه مراد ذكر است يعنى شب و روز در ياد خدايند و يا مراد نماز صبح و عصر است و نزد بعضى مراد صلوات خمس است و از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه مراد آنست كه قرآن ميخوانند در هر دو طرف روز يُرِيدُونَ ميخواهند بدان نماز و دعا و ذكر وَجْهَهُ جهت رضاى الهى و او طريقه اخلاص و اين حالست از يدعون يعنى پروردگار خود را مى خوانند در حالتى كه مخلصاناند در آن و تقييد دعا باخلاص تنبيه است بر آنكه اخلاص ملاك امر است و ترتيب نهى بر آن اشعار بر آنكه دعاى ايشان بر وجه اخلاص مقتضى اكرام ايشان است و منافى طرد و ابعاد ايشان و گفتهاند كه وجهه بمعنى ذاته است يعنى ميخوانند ذات خداى را و بس و اين لازم معنى اولست در كشف الاسرار آورده كه اراده بر سه وجه است يكى اراده دنياى محض كما قال اللَّه تعالى تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا و علامت آن دو چيزست يكى آنكه بزيادتى دنيا بنقصان دين راضى بودن دويم از درويشان و مسلمانان اعراض كردن دويم از وجوه ثلثه آخرت محض است كما قال اللَّه عز و جل وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها و اين نيز در او دو علامت است اول در سلامت دين به نقصان دنيا رضا دادن دويم در مؤانست و الفت بروى درويشان گشادن سيم از اين وجوه اراده محض ذات كما قال يريدون وجهه و نشان آن پاى بر سر كونين نهادنست و از غير او آزاد گشتن ما عَلَيْكَ نيست بر تو مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ از حساب و اعمال و ايمان ايشان چيزى وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ و نيست از حساب تو و عمل تو بر ايشان مِنْ شَيْءٍ چيزى بلكه حساب هر يك بر خود است ملخص معنى آنست كه بر تو حساب ايشان نيست پس شايد كه ايمان ايشان نزد خدا اعظم از ايمان كسانى باشد كه طرد ايشان بجهت سؤال آنها ميكنى بجهت طمع در ايمان ايشان اگر ايمان آرند و نيست بر تو اعتبار بواطن و اخلاص ايشان در حينى