تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٩ - سوره الأنعام(٦) آيات ٤٠ تا ٤٩
صادِقِينَ محذوف الجزاست اى فادعوه يعنى اگر هستيد راست گويان كه بتان خدايانند پس بخوانيد غير او را بَلْ نه چنان است كه بتان را خوانيد در آن وقت بلكه إِيَّاهُ تَدْعُونَ او را خوانيد تقديم مفعول جهت افاده تخصيص است يعنى تضرع جز بدرگاه او نبريد و غير او را نخوانيد بجهت كشف عذاب فَيَكْشِفُ پس ببرد و رفع كند از شما در دنيا ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ آنچه او را مىخوانيد بكشف و دفع آن إِنْ شاءَ اگر خواهد و حكمت او مقتضى آن كشف باشد وَ تَنْسَوْنَ و فراموش كنيد در وقت دعا يعنى ترك كنيد و دست باز داريد ما تُشْرِكُونَ آنچه شريك ساختهايد باو يعنى آلهه خود را بگذاريد و در وقت دفع عذاب متوجه او شويد و طلب كشف آن از او كنيد نه از بتان چه در عقول مركوز شده كه او است كه قادر است بر كشف ضر نه غير او و مىتواند بود كه تنسون بر معنى خود باشد نه بمعنى تتركون يعنى از شدت عذاب و هول آن بتان را فراموش كنيد و او را خوانيد پس چگونه در وقت محنت آجل و عاجل خداى را مىخوانيد نه غير او را چرا در وقت راحت و آسايش غير او را مىخوانيد و مىپرستيد اين قول تبكيت و تعيير است كه حقتعالى كافران و مشركان را كرده تا متنبه شده بدانند كه ايشان در عبادت اصنام مخطىاند بعد از آن رسول خود را اعلام مىنمايد از حال امم سالفه كه برسل خود مخالفت كردند و در آن بيان مىفرمايد كه حال مشركان قريش اگر بر طريق مخالفت راسخ شوند و تابع نشوند همچو حال ايشان باشد در نزول عذاب و مىفرمايد كه وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا و بدرستى كه ما فرستاديم رسولان را إِلى أُمَمٍ بامتان ايشان مِنْ قَبْلِكَ پيش از تو من زايده است براى تأكيد يعنى البته امتانى كه پيش از تو بودند رسولان بايشان آمدند و ايشان كافر شده تكذيب آنها كردند فَأَخَذْناهُمْ پس بگرفتيم ايشان را بِالْبَأْساءِ بسختى و تنگى و درويشى و قحطى وَ الضَّرَّاءِ و بآفتها و بيماريها يعنى بنقصان اموال و انفس اين هر دو صيغه تأنيثاند كه مذكرى ندارند القصه مىفرمايد كه ايشان را بمرض و عرض گرفتيم لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ تا باشد كه ايشان زارى كنند و از شرك اعراض نموده دست نياز در ذيل توبه و استغفار زنند فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا پس چرا وقتى كه آمد بديشان عذاب ما تَضَرَّعُوا زارى نكردند و روى تضرع و تذلل بدرگاه ما نياوردند كه اگر زارى كردندى بلا از ايشان مندفع شدى وَ لكِنْ قَسَتْ و ليكن سخت شده بود قُلُوبُهُمْ دلهاى ايشان و ترك تضرع و زارى از قساوت