تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٧ - سوره الأنعام(٦) آيات ٣٠ تا ٣٩
كه براى چه بر يكديگر شاخ زدند عرض كرديم نه يا رسول اللَّه (ص) فرمود
لكن اللَّه يدرى سيقضى بينهما
بعد از آن مىفرمايد كه ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ فرو نگذاشتيم در لوح محفوظ مِنْ شَيْءٍ هيچ چيزى را بلكه آن مشتمل است بر جلال و دقايق امور علوى و سفلى و امر هيچ حيوانى و جمادى در آن فرو گذاشت نشده كه وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ و اكثر مفسران بر آنند كه مراد به كتاب قرآن است چه مدونست در آن آن چه محتاج اليه امر دين است مفصلا يا مجملا از بيان حلال و حرام و قصص و امثال و مواعظ و اخبار و آنچه مجمل است بيانش بتفصيل رسول خود باز گذاشتيم كه ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا مرويست از عبد اللَّه مسعود كه (مالى لا العن من لعنه اللَّه فى كتابه يعنى الواشمة و المستوشمة و الواصلة و المستوصلة) زنى اين را بشنيد در جميع قرآن نظر كرد آيتى باين مضمون نيافت نزد او رفت و گفت يا عبد اللَّه (تلوت البارحة ما بين الدفتين فلم اجد فيه لعن الواشمة) فرمود
لو تلوته لوجدته قال اللَّه تعالى ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا و ان مما اتانا رسول اللَّه (ص) ان قال لعن اللَّه الواشمة و المستوشمه
و آنچه متشابه است با علماى امت تفويض فرموديم كه وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ و از احتجاج بر هر فرقه از فرق ضلالت فرو گذاشت نكرديم بلكه در آن بيان كرديم آنچه حجت است مر اهل حق را بر اهل باطل و نزد ابن مسلم مراد به كتاب اجل است يعنى فرو گذاشت نكرديم هيچ چيز را الا كه براى آن اجل مقرر كردهايم ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ پس همه امم بسوى جزاء پروردگار خود و بجايى كه مالك نفع و ضر نباشند حشر كرده خواهند شد تا مطيعان را ثواب دهند و عاصيان را عقاب كنند و يا مكلفان را بر الام اعواض دهند و انصاف بعضى از بعضى بستانند و از ابن عباس مرويست كه مراد بحشر ايشان موت ايشان است و قول اول اشهر است و نه در مجمع آورده كه بعضى از اهل تناسخ استدلال كردهاند بر آنكه بهايم و طيور مكلفند لقوله امم امثالكم و اين باطل است زيرا كه ما مبين كرديم وجه مماثله را و اگر لا بد باشد حمل آن بر عموم پس مراد بآن امثال ما خواهند بود بر مثل صورت و هيئت و خلق ما و چگونه صحيح باشد تكليف بهايم و حال آنكه غير عاقلند و تكليف صحيح نيست الا با عقل و چون با وجود ظهور اين آيات بر كمال قدرت و علم او كفار متنبه نشدند و در عناد خود ماندند از اين جهت بعد از اين در صفت ايشان فرمود كه وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا آنان را كه بدروغ پنداشتند آيتهاى ما را كه قرآنست يا ساير حجج بينه صُمٌ كرانند از شنيدن اين آيات داله بر وحدانيت و ربوبيت و كمال علم و عظم و قدرت او سبحانه آن نوع شنيدنى كه نفوس ايشان از آن متأثر گردند وَ بُكْمٌ و گنگانند از سخن گفتن