تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٠ - سوره الأنعام(٦) آيات ٣٠ تا ٣٩
يعنى عذاب كشيد بسبب كفر خودتان باين روز و ميتواند بود كه با عوض و بدل باشد يعنى بعوض آن كفر عذاب بچشيد بدانكه در اين آيه باتفاق مراد بقوله إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ رؤيت نيست براى آنكه آيه مخصوص است بكفار و باجماع امت كافران خداى را نخواهند ديد بعد از آن مىفرمايد كه قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ بدرستى كه زيان كردند آنان كه كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ تكذيب كردند رسيدن بثواب و عقاب خداى كه بايشان وعده داده و آن را بدروغ پنداشتند و نميتواند بود كه مراد رؤيت باشد چه آن ممتنع است چنان كه ادله عقليه و سمعيه شاهد اين معنى است و آن در كتب كلامية مبرهن شده و اجماع اهل البيت نيز بر اينست و ازين قبيل است قوله فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ اى ثوابه و قوله فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ اى يلقون عذابه و همچنين
قوله عليه السلام من احب لقاء اللَّه احب اللَّه لقائه و من كره لقاء اللَّه كره اللَّه لقائه اى لقاء رحمته
و از ابن عباس و حسن نيز مرويست كه معنى كذبوا بلقاء اللَّه كذبوا بلقاء ما وعد اللَّه من الثواب و العقاب است پس در كلام مضاف مقدر باشد و يا اسناد لقا بخدا بر سبيل مجاز باشد در انوار گفته كه لقاء اللَّه بمعنى لقاء بعث اللَّه است و آنچه تابع آنست از ثواب و غير آن از احوال قيامت و خسران ايشان بجهت فوت نعيم است از ايشان و استيجاب عذاب مقيم بر ايشان و قوله حَتَّى إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ غايت كذبوا است نه خسر زيرا كه خسران ايشان را غايتى و نهايتى نخواهد بود يعنى ايشان تكذيب بعث و امور اخرويه كردند و چون بيايد بايشان قيامت يعنى مقدمات آنكه آن مشاهده عقوبات آن است بَغْتَةً ناگاهان قالُوا يا حَسْرَتَنا گويند كه اى حسرت و پشيمانى ما عَلى ما فَرَّطْنا فِيها بر آنچه تقصير كرديم بر حياة دنيا بدانكه بَغْتَةً بمعنى فجأة است و منصوبست بر حاليه بر معنى باغتة و يا مصدريه چه آن نوعى از مجيء است كانه قيل بغتتهم الساعة بغتة و حسرت اگر چه از غير ذوى العقول است و قابل خطاب نيست اما عرب در حين وقوع بلية عظيمه و داهيه شديده آن را نازل منزله استغاثه ميگردانند فكانه قيل تعالى (فهذا او انك كمال يقال الدواهى) و ضمير فيها راجع بحياة دنيا است و اگر چه مذكور نشده بجهت علم مخاطب بآن و يا راجع بساعت است يعنى تقصير كرديم در شأن قيامت و ايمان آوردن بآن و ببايد دانست كه كفار كلمه يا حسرتنا را يا در حين موت خواهند گفت چه در آن حال مشاهده آثار عذاب خواهند نمود و بنا بر اين چون كه موت از احوال قيامتست و مقدمات آن پس از جنس ساعت است و جايز باشد تسميه آن به ساعت و لهذا
قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله من مات فقد قامت قيامته
و بنا بر اين مجىء ساعة بعد از موت بجهت سرعة در حكم امرى باشد كه بغير