تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٨ - سوره الأنعام(٦) آيات ٢٠ تا ٢٩
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و باشيم از جمله باوردارندگان در انوار گفته كه قوله وَ لا نُكَذِّبَ استيناف كلامست از ايشان بر وجه اثبات كقوله (دعنا و لا اعود اى انا لا اعود تركتنى أ و لم تتركنى) يا عطفست بر نرد يا حال از ضمير آن پس در حكم متمنى باشد و قوله انهم لكاذبون كه در آخر آيه لاحقه واقعست راجع است بوعدى كه جمله يا ليتنا نرد الخ متضمن آنست و حفص و كسايى و حمزه نكذب را منصوب ميخوانند بر جواب باضمار ان بعد از واو بجهت اجراى آن در مجراى فا و ابن عامر برفع آن ميخواند براى آنكه عطف باشد و نكون منصوب بر جواب ان و قوله بَلْ اضرابست از اراده ايمان كه مفهوم ميشود از تمنى يعنى نه چنانست كه ايشان گويند كه چون بدنيا روند مؤمن باشند بلكه همان بر كفر خواهند بود و اين تمناى اقرار توحيد در اين حال براى آنست كه بَدا لَهُمْ ظاهر شده مر ايشان را بشهادت جوارح يا بظهور عذاب ما كانُوا يُخْفُونَ آنچه بودند كه ميپوشيدند از كفر و معاصى بر وجه نفاق يا از روى جهل بر خود ملتبس ميكردند و ميگفتند كه همانا كه اين واقع نشود و يا وقوع قيامت و بعث و ثواب و عقاب و از سفله و جهله و ضعفه قوم خود اخفا ميكردند و يا قبايح اعمال خود را ميپوشيدند از خلقان مِنْ قَبْلُ پيش از اين در دينى پس بجهت ضجارت آنچه بر آن باشند از فرط عذاب و شدت نكال تمناى رجوع كردند بدينى وَ لَوْ رُدُّوا و اگر باز گردانيده شوند بدنيا كه دار تكليف است بعد از فوت و ظهور عذاب لَعادُوا هر آينه باز گردند لِما نُهُوا عَنْهُ براى آن چيزى كه نهى كرده شده باشد يعنى باز مرتكب شرك و عصيان و تكذيب شوند وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ و بدرستى كه ايشان دروغ گويانند در وعده ايمان در مجمع آورده كه اينجا سؤالى متوجه ميشود كه تمنى چگونه صحيح باشد در كذب و حال آنكه كذب در خبر ميباشد و جواب آنست كه بعضى حمل همه كلام كردهاند بر وجه تمنى و صرف كذب نمودهاند بغير امرى كه تمنا نمودهاند و گفتهاند كه معنى كلام آنست كه (هم كاذبون فيما يخبرون عن انفسهم فى الدنيا من الاصابة و اعتقاد الحق) يا آنكه مراد آنست كه (هم كاذبون ان اخبروا عن انفسهم بانهم ردوا و آمنوا) و اگر چه آنچه حكايت كرده شده از ايشان بر وجه تمنى است نه خبر و جايز است حمل آن بر غير كذب حقيقى بآنكه مراد اين باشد كه هم تمنوا ما لا سبيل اليه فكذب املهم و تمنيهم و مثل اين در كلام عرب مشهور است كما يقال (كذب الملك لمن تمنى ما لم يدرك) پس مراد خيبة باشد در امل و تمنى اگر گويند كه چگونه جايز باشد كه تمناى رد كنند و حال آنكه عالم باشند بآنكه رد كرده نخواهند شد گوئيم جواب از اين از چند وجه است