تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧١ - سوره الأنعام(٦) آيات ٢٠ تا ٢٩
كه معاصر آن حضرت بودهاند و آنهايى كه بعد از آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله پيدا شدهاند و مىشوند و بر آنكه حقتعالى مؤاخذه نكند هر كه را باو نرسيده باشد كه پيغمبر (ص) مبعوث شده و قرآن بر او نازل گشته از حضرت رسالت (ص) مرويست كه
بلغوا عنى و لو اية
برسانيد از من قرآن را و لو يك آيه باشد و هر كه را يك آيه به او رسيده باشد فرمان خداى باو رسيده باشد و مقاتل گفته كه هر كه قرآن بدو رسيده حضرت رسالت (ص) نذير او است محمد بن كعب قرطبى روايت كند كه هر كس كه قرآن باو رسيده هم چنان باشد كه رسول (ص) را ديده و از او شنيده و حسن بصرى در تفسير خود آورده كه حضرت رسالت (ص) فرمود كه
من بلغه انى ادعو الى ان لا اله الا اللَّه فقد بلغه
يعنى آن حضرت فرمود كه هر كه باو رسد كه من دعوى مىكنم كه نيست هيچ خدايى مگر معبود بحق و خداوند مطلق پس دعوت باو رسيده و حجت بر او لازم شده و در تفسير عياشى از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلام نقل كرده كه من بلغ به اين معنى است كه تا بقرآن انذار كنم من و هر كه رسيده است باو كه امام باشد از آل محمد (ص) چه امام بقرآن انذار ميكند هم چنان كه حضرت رسالت (ص) بآن انذار فرموده و بنا بر اين قوله و من بلغ در موضع رفع است كه عطف باشد بر ضمير انذر و در آيه دلالت است بر آنكه جايز است اطلاق شىء بر خدا چرا كه جواب قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً اينست كه قل اللَّه و معنى شىء هر چيزى است كه صحيح باشد كه آن را بدانند و خبر از آن دهند چه حقتعالى شيء است (كالاشياء) باين معنى كه معلومى است (لا كالمعلومات التي هى الجواهر و الاعراض) و اشتراك در اسم موجب تماثل نيست و فى قوله من بلغ دلالت است بر آنكه حضرت رسالت (ص) خاتم انبيا است و مبعوث است بكافه انام بعد از آن بر سبيل توبيخ و انكار و استبعاد مىفرمايد كه أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ آيا شمائيد كه گواهى ميدهيد أَنَّ مَعَ اللَّهِ آنكه با خدايست آلِهَةً أُخْرى خدايان ديگر يعنى بتان قُلْ لا أَشْهَدُ بگو من بارى گواهى نميدهم بدين كه شما گواهى ميدهيد قُلْ بگو بلكه گواهى ميدهم كه إِنَّما هُوَ جز اين نيست كه او إِلهٌ واحِدٌ خدائيست يگانه و من بر اين وجه گواهى ميدهم وَ إِنَّنِي بَرِيءٌ و بدرستى كه من بيزارم مِمَّا تُشْرِكُونَ از آنچه شرك ميآوريد بوى از اصنام و غير آن
از اول سوره تا اينجا احتجاجست بر مشركان مكه بعد از اين آغاز حديث ميكند با اهل كتاب و ميفرمايد كه الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ آنها را كه دادهايم آنها را كتاب يعنى تورية و انجيل را يَعْرِفُونَهُ ميشناسند رسول خداى را بحليه و صفتى