تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٠ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٠ تا ١٩
و اگر توانى بصبر و يقين كار كنى چنان كن و اگر نه صبر كن كه بر صبر كردن بر آنچه تو آن را كاره باشى خيرى بسيار است و بدانكه نصرت با صبر است و فرج با اندوه و دشوارى با آسانى و راحت با مشقت و درويشى با توانگرى پس همه اين از نزد او سبحانه است وَ هُوَ الْقاهِرُ و اوست قهر كننده و غلبه نماينده فَوْقَ عِبادِهِ بر بالاى بندگان خود فوقيت نه بمكانست بلكه غرض تصوير استعلا و غالبية او است بقدرت و قهر بر همه مخلوقات وَ هُوَ الْحَكِيمُ و او است محكم كار صواب كردار در تدابير خود الْخَبِيرُ دانا و آگاه بحقايق احوال بندگان و مصالح امور ايشان در خير و شر و نفع و ضرر و سقم و صحت و ضيق وسعت پس قهر و غلبيت و استيلاى او نه بتعدى و ظلم باشد بلكه محض عدل بود و با وجود فرط قهاريت اراده امرى نه مىكند مگر كه موافق حكمت و مقتضاى مصلحت عباد باشد بدان كه خبير مأخوذ است از خبر بمعنى عالم بآنچه صحيح باشد كه بآن خبر دهند و يا وجه تسميه علم بخبرة آنست كه خبر طريقى است از طرق علم نقلست كه سفهاى قريش گفتند كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله ما كسى نمىدانيم كه ترا تصديق كند و از احبار يهود و علماء نصارى پرسيدهايم كه صفت اين مرد در كتب خود ديدهايد همه انكار كردند اكنون كسى بما نما كه گواهى دهد برسالت تو و بر حقيت كتاب تو حقتعالى فرمود كه قُلْ بگو اى محمد (ص) در جواب ايشان كه أَيُّ شَيْءٍ چه چيز است أَكْبَرُ شَهادَةً بزركتر از روى گواهى لفظ شيء واقع ميشود بر هر موجودى و در سورة البقرة تفصيل آن مذكور شده و معنى مراد آنست كه گواهى كيست بزرگتر از همه گواهان از روى صدق اگر مشركان جهت عناد جواب ندهند قُلِ اللَّهُ بگو بايشان كه اللَّه تعالى اكبر و اصدق است در شهادت شَهِيدٌ و گواهست بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ ميان من و ميان شما يعنى او گواهيست بر حقيت من در دعواى شما در تكذيب اين كلامى است بر سبيل ابتدا و ميتواند بود كه اللَّه شهيد جواب باشد زيرا كه چون حقتعالى شهيد است پس شهادت او اكبر از جميع شهادات خواهد بود وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ و بمن وحى كرده شده است اين قرآن لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ تا بيم كنم شما را بقرآن و اگر چه در او بشارت نيز هست اما اكتفاء فرموده باحد الضدين قوله وَ مَنْ بَلَغَ عطف است بر ضمير مخاطبين يعنى تا بيم كنم شما را اى اهل مكه و هر كسى را كه برسد باو قرآن از عرب و عجم و اسود و احمر و جن و انس و يا انذار مىكنم شما را اى جماعتى كه موجوديد و هر كه را كه باو رسد اين قرآن تا بروز قيامت اين دليل است بر آنكه احكام قرآن شامل جماعتى است