تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٩ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٠ تا ١٩
از او يَوْمَئِذٍ در آن روز بزرك فَقَدْ رَحِمَهُ پس بدرستى كه بخشايش كرده است حقتعالى او را از عذاب دوزخ رهانيده و بنعيم ابدى رسانيده وَ ذلِكَ و اين صرف يا رحمت خداى الْفَوْزُ الْمُبِينُ رستگارى هويداست و محتملست كه معنى اين باشد كه در آن روز از هيچكس صرف عذاب نشود مگر برحمت او هم چنان كه حسن در تفسير اين آيه روايت كرده كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله فرموده كه
و الذى نفسى بيده ما من الناس احديد خل الجنة بعمله
سوگند بكسى كه نفس من بيد قدرت او است كه هيچكس از مردمان به بهشت نرود بعمل خود گفتند يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله تو نيز بعمل خود ببهشت نروى فرمود كه
و لا انا الا برحمة منه و فضله
و من نيز داخل نمىشوم مگر برحمت و فضل الهى و دست مبارك خود را بر سر نهاد و آه سوزناك بركشيد بعد از آن حقتعالى براى بيان آنكه معبودان اهل شرك بر هيچ چيز از خير و شر و نفع و ضرر قادر نيستند و او سبحانه بر همه آن تواناست و بجهت اين معبوديت او راست نه غير او را ميفرمايد كه وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ و اگر برساند خدا بتو بليتى و سختى چون فقر و مرض و با براى تعديه است و مراد آنست كه (ان امسك اللَّه ضرا اى جعل الضر يمسك) يعنى اگر چنان كند كه ضرر مس كند تو را فَلا كاشِفَ لَهُ پس هيچ وابرنده و بازدارنده نيست آن را إِلَّا هُوَ مگر او يعنى هيچكس قادر نيست بر كشف و منع آن مگر حقتعالى وَ إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ و اگر برساند بتو نيكويى چون غنا و صحت يعنى نوعى كند كه خيرى مس كند ترا فَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ پس او بهمه چيز توانا است از اينها و غير اين فحينئذ قادر باشد بر حفظ خير بر آن كس و ادامت آن بر او و غير او قادر نباشد بر دفع آن تا رد فضل او سبحانه كند از آن كس ضر اسم هر چيزيست كه بآن متضرر شوند از مكاره و خير اسمى است جامع هر چه كه بآن منتفع شوند عبد اللَّه عباس گفت كه كسرى فارس استرى بطريق هديه نزد رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرستاد روزى آن حضرت بر آن سوار بود و مرا رديف خود گردانيده در اثناى راه بمن نگاه كرد و فرمود كه
يا غلام
گفتم لبيك يا رسول اللَّه (ص) فرمود
احفظ يحفظك اللَّه احفظ اللَّه تجده امامك تعرف اللَّه فى الرخاء يعرفك فى الشدة و اذا سئلت فاسئل اللَّه و اذا استعنت فاستعن باللّه قد مضى القلم بما هو كائن
حدود خداى را نگاه دار تا او را نزد خود يابى و با خداى در زمان راحت آشنايى كن تا در سختى با تو آشنايى كند و چون چيزى خواهى كه طلب كنى از خداى طلب و چون طلب يارى كنى از او يارى طلب كه قلم رفته بآنچه بود نيست اگر جمله خلايق جهد كنند براى تو كه چيزى بتو رسانند از خير و شر كه خداى براى تو ننوشته باشد نتوانند