تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٦ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٠ تا ١٩
بوده است عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ آخر كار تكذيب كنندگان يعنى نگاه كنيد در آثار امكنه ايشان كه بچه وجه حقتعالى ايشان را هلاك كرده است بعذاب استيصال تا از آن اعتبار گيريد و از كفر و طغيان بازايستيد و فرق ميان اين آيه و آيه قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ آنست كه سير در آيه ثانيه بجهت نظر است چه فا مقتضى آن است كه سير سبب نظر است و علت آن فكانه قيل سيروا لاجل النظر و لا تسيروا سير الغافلين بخلاف اولى و لهذا گفته كه معنى آن اباحه سير است براى تجارت و غير آن و ايجاب نظر در آثار هالكان چه ثم براى تباعد است ميان كلام اول و ثانى كه مستلزم اباحه اول و وجوب ثانيست قُلْ بگو اى محمد (ص) يعنى بپرس از ايشان از روى تبكيت كه لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر كه راست آنچه در آسمانها و زمينها است از روى خلق و ملك پس اگر جواب دهند كه مر خدايراست حجت لازم ايشان شود و اگر بر سبيل عناد و لجاج جواب ندهند قُلْ لِلَّهِ بگو از روى تقرير كه مر خداى راست يعنى باتفاق ما و شما مالك و خالق همه اينست نه غير او از اصنام و غير آن پس مستحق عبوديت او باشند نه ما سوى كَتَبَ نوشته است حقتعالى عَلى نَفْسِهِ بر ذات خود يعنى التزام نموده و بر خود لازم گردانيده است از روى لطف و تفضل و احسان الرَّحْمَةَ رحمت را مراد بآن همه نعم معتد به است در دارين و از جمله آنها هدايت بمعرفت خود و علم بتوحيد خود و نصب ادله و ازاحه علت و اقدار و تمكين بر آن و انزال كتب و امهال كفار بر كفر و عدم استعجال عذاب تا يمكن كه ايمان آرند و يا از اولاد ايشان بگروند و نيز از جمله رحمتست قبول توبه و عفو از معصيت و در احاديث آمده كه حقتعالى كتابى نوشته است و آن نزديك اوست فوق العرش مضمونش اينكه
ان رحمتى سبقت غضبى
و از كعب الاحبار منقولست كه اولين چيزى كه حقتعالى نوشت بر زبرجد و لؤلؤ و ياقوت بدون واسطه قلم و مداد اين بود كه
انا لا اله الا اللَّه انا سبقت رحمتى غضبى
سلمان فارسى رحمه اللَّه روايت كرده كه حقتعالى راصد جزو رحمت است يك جزو از آن در دنيا منتشر شده و همه نعم دنيويه از نتايج آن يك جزو است و نود و نه جزو كرم در خزانه خود نهاده چون روز قيامت رسد اين يك جزو را با آن نود و نه جزو ضم كند و همه را بر سر گناه كاران بدارد و ايشان را بيامرزد و ميشايد كه مراد رحمت ذاتيه باشد كه رحمت مطلقه و امتنانيه نيز گويند و آن رحمتى است كه همه چيز را فرا رسيده و نتيجه آن عطا دادنست بدون سابقه سؤال و استدعا و رابطه حاجت و استحقاق و از كلبى نقلست كه مراد آنست كه حقتعالى رحمت را بر نفس خود واجب گردانيده براى امت محمد صلّى اللَّه عليه و آله به آنكه ايشان را تعذيب نكند نزد تكذيب