تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٣ - سوره الأنعام(٦) آيات ١ تا ٩
آنكه مدت قليله باشد يا كثيره و مؤيد اينست قول پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه
خيركم قرنى ثم الذين يلونهم
و إشفاق آن از قرن است پس معنى (قرن اقران) مردمانست در عصرى پس صفت اهل قرن ميكند كه مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ يعنى آن چنان قرنى و گروهى هلاك كرديم كه ايشان را در زمين مكان و آرامگاه داده بوديم با مكنت و بسيارى نعمت بايشان داده بوديم و يا ايشان را تمكين و قدرت داده بوديم بر آلات و ادوات جميع محاويج تا آنكه بسهولت در جميع امور خود تصرف مىنمودند ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ آنچه تمكين نداده بوديم شما را بآن و آن سعه منازل و ضيا و عقار بود و كثرة منازل و يا عمر دراز و قوت تمام وسعت مال و يا استظهار بخدم و عبيد و حشم و عدد و عدد و اسباب و انفاذ امر وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ و فرستاده بوديم باران را يا ابر را كه مبدء مطر از آنست عَلَيْهِمْ مِدْراراً بر ايشان ريزان و پى در پى مدرار صيغه مبالغه است يقال (ديمة مدرار اذا كان مطرها عزيزا دارا) وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ و گردانيده بوديم جويهاى آب را كه پيوسته تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ ميرفت از زير درختان ايشان و يا در زير قصور و منازل ايشان كه بر آن مشرف بودند يا انهارى كه در تحت تصرف ايشان بود كه هر محلى كه مىخواستند بمزارع و بساتين خود ميبردند محصل كلام آنست كه ايشان متمكن بودند در زمين در رفاهيت و خصب و سعه عيش ميگذرانيدند ميان انهار و اثمار فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ پس هلاك كرديم ايشان را بگناهان ايشان و سود نكرد آنها را آن قوت و نعمت وَ أَنْشَأْنا و آفريديم از نو مِنْ بَعْدِهِمْ از پس هلاك ايشان قَرْناً آخَرِينَ گروهى ديگر بدل ايشان غرض آنست كه حقتعالى هم چنان كه قادر بود بر آنكه هلاك كند قرون سالفه را چون عاد و ثمود و بيافريند بدل ايشان قوم ديگر را و بلاد ايشان را بآنها دهد و آن بلاد را بواسطه ايشان نگهدارد و معمور دارد و از خرابى نگه دارد همچنين قادر است كه مثل آن فعل را در حق شما بجا آورد پس از اين متنبه شده از خواب غفلت و ضلالت بيدار شويد و بميامن ايمان قدم نهيد تا از مثل اين عذاب برهيد پس آيه در باب تهديد و توعيد كفار نازل شده و مستلزم دلالت است بر وجوب تفكر و تدبر و احتجاجست بر منكران بعث بآنكه هر كه قومى را هلاك تواند كرد و قوم ديگر را آفريند قادر خواهد بود بر آنكه افناى عالم كند و اعاده خلقان نمايد بعد از فنا و در اخبار آمده كه نضر بن حارث و نوفل بن خويلد و عبد اللَّه بن اميه مخزومى بحضرت رسالة صلّى اللَّه عليه و آله آمدند و گفتند اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله بتو ايمان نخواهيم آورد تا كه چهار فرشته با نامه نوشته از آسمان نازل شوند