تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٩ - سوره الأنعام(٦) آيات ١ تا ٩
مر خداى را كه خلق كرد آسمان را و زمين را وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ و پيدا كرد تاريكيها و روشنايى را اين رد قول مجوس است كه گفتند اللَّه خالق نور است و شيطان آفريننده ظلمت پس بجهت رد قول ايشان فرمود كه نور و ظلمت هر دو مخلوق منند و نزد اكثر مراد از ظلمت و نور شب و روز است و گفتهاند كه آن جهل و علم است و يا نار و جنت و اينقول قتاده است و بدانكه فرق ميان جعل و خلق كه متعدى بيك مفعول باشد آنست كه در خلق معنى تقدير است و در جعل تضمين كانه قال (قدر السماوات و الارض ضمن فيه ظلمات و النور) و لهذا احداث نور و ظلمت بجعل معبر گشته تا تنبيه باشد بر آنكه نور و ظلمت قايم بنفس خود نيستند هم چنان كه زعم ثنويه است و اگر خلق دو مفعوليست بمعنى تصير است كقوله جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً و جمع ظلمات بجهت كثرت اسباب آنست و اجرام حامله آن چه هيچ جنسى نيست از اجناس اجرام الا كه او را ظلى هست و ظل آن ظلمت است بخلاف نور كه از جنس واحد است كه نار است و تقديم ظلمات بجهت تقديم آنست بر نور در خلق چنان كه از قتاده روايت است كه حقتعالى اول ظلمت را آفريد و بعد از آن نور هم چنان كه اول دوزخ را آفريده و بعد از آن بهشت و نخست آسمانها خلق فرمود و بعد از آن زمين را و در انوار گفته كه تقديم آن بجهت تقديم اعدام است بر ملكات و عدم ملكه مانند عمى كه عدم صرف نيست تا جعل باو متعلق نشود و در بحر الحقايق آورده كه بيافريد آسمان دل و زمين نفس را و پيدا كرد ظلمات نفوس را از صفات بهيمى و حيوانى و اخلاق سبعى شيطانى و ظاهر ساخت نور قلوب از اوصاف ملكى روحانى و اخلاق ملك ربانى ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عطف است بر قوله الْحَمْدُ لِلَّهِ و معنى اينكه حقتعالى حقيق و حرى است بحمد بر آنچه آفريده براى نعمت بر عباد پس با اينهمه نعم مخلوقه براى ايشان آنان كه كافر شدند بپروردگار خود يَعْدِلُونَ عدول مى كنند از او بعبادت غير او از اوثان و يا آنكه برابرى ميكنند بپروردگار خود بتان را كه از جمادند و كفران نعمت او ميكنند و ملخص معنى آنست كه حقتعالى خلق اين اشيا كرده و آن را اسباب تكون و تعيش ايشان گردانيد پس از حق آن اينست كه بر آن حمد كنند و كفران نكنند پس ايشان برابرى ميكنند باو آن چيزى كه قادر نيست بر آفريدن شيء از آن و معنى ثم استبعاد عدول ايشانست بعد از بيان وضوح اين آيات پس بنا بر معنى اول با متعلق است به كفروا و صله يعدلون محذوف اى يعدلون عنه تا انكار بر نفس فعل واقع شود و بنا بر معنى ثانى متعلق است به يعدلون و معنى اينكه الكفار يعدلون بربهم الاوثان اى يسوونها به و در مجمع