تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٣ - سوره المائدة(٥) آيات ١١٠ تا ١١٩
بود هيچ كم نشد و هيچ فقير از آن نخورد مگر كه توانگر شد و هيچ اصم و اعمى و اعرج و غير آن از ذوى عاهات از آن نخوردند مگر كه شفا يافتند پس مايده بآسمان رفت و ديگر روز چاشتگاه باز آمد و تا زوال اغنيا و فقيران ميخوردند و باين منوال تا چهل روز روزى مىآمد و روزى نه چون ناقه صالح عليه السلام كه روزى آب خوردى و شير دادى و روزى نه و گويند تا چهل روز هر روز مىآمد و در وقت رفتن در آن مينگريستند تا غايب مىشد پس وحى رسيد كه اى عيسى مايده را بفقرا ده نه باغنيا توان گران از اين حكم مضطرب شده در مايده شك آوردند و آن را بجاد و حمل كردند و هشتاد و سه كس و بقول صاحب معالم سيصد و سى تن مسخ شدند بصورت خوك و بعد از سه روز بمردند و در بعضى از تفاسير آمده كه چون بنى اسرائيل تكذيب آن كردند و آن را بسحر نسبت دادند حقتعالى به عيسى وحى فرمود كه من بر مكذبان هلاكت لازم گردانيدهام عيسى فرمود كه مستعد عذاب باشيد پس در آن شب كه ميخفتند بحال صحت بودند و چون بامداد كردند بقرده و خنازير مسخ شده بودند و از خانها بيرون آمده در صحرا و كوهها ميگشتند و پليدهاى مردمان ميخوردند اهل ايمان چون ايشان را باين صورت ميديدند بر ايشان ميگريستند و عيسى يك يك را بنام ميخواند جواب نميتوانستند داد و بسر اشاره ميكردند سه روز بر اين منوال بماندند پس هلاك گشتند و در تفسير اهل البيت مذكور است كه چون مايده بر ايشان نازل شد همه مجتمع شدند و از آن ميخوردند كبرا و مترفان ايشان ميگفتند كه نميگذاريم كه سفله در خوردن آن با ما شريك شوند حقتعالى مايده را از ميان ايشان برداشت و آنها را قرده و خنازير گردانيد و در انوار از بعضى صوفيه نقل كردهاند كه مايده اينجا عبارت است از حقايق معارف كه غذاى ارواح است هم چنان كه اطعمه كه غذاى ابدانست و بنا بر اين شايد كه بنى اسرائيل رغبت كرده باشند در حقايق و مستعد نبوده باشند براى وقوف بر آن و بجهت اين عيسى ايشان را گفته باشد كه اگر تحصيل ايمان كردهايد تقوى را شعار خود سازيد تا متمكن شويد بر اطلاع بر آن و ايشان قلع اين سؤال از خود نكرده باشند و در آن الحاح كرده بر سبيل اقتراح سؤال كرده حقتعالى بيان كرده باشد كه بيان آن سهل است و ليكن در آن خطر است و خوف عاقبت چه سالك هر گاه مقصد او را منكشف شد آنچه اعلى و ارفع است از مقام او تحمل آن نميتوان كرد و مستقر نميتواند شد بر آن و اين مستلزم ضلالت بعيد است و بعد از ذكر مايده و بيان آن توبيخ كفره و تبكيت ايشان ميكند بقوله وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ و ياد كن چون گويد خداى عيسى بن مريم را در روز قيامت براى تقريع و توبيخ نصارى و گويند حق تعالى بعد از آنكه وى را بآسمان برد بجهت اعلام آنكه قوم او بعد از وى كافر شدند