تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٣ - سوره المائدة(٥) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
دست ايشان يافتند و در ميان ايشان و ورثه بديل در آن باب مجادله از حد اطناب گذشت و ايشان ميگفتند كه اين ظرفرا از بديل خريده بوديم اما بسبب آنكه ما را بينه نبود اقرار نكرديم ديگر باره بمجلس اشرف سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله مرافعه عرض كردند آيه آمد كه فَإِنْ عُثِرَ پس اگر اطلاع يافته شود عَلى أَنَّهُمَا بر آنكه دو گواه اسْتَحَقَّا إِثْماً كسب كردهاند فعلى را كه موجب اثم است كه آن خيانت است و بسبب آن مستحق اثم شدهاند فَآخَرانِ پس دو گواه ديگر يَقُومانِ مَقامَهُما برخيزند بجاى آن دو خاين مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ از قول آنان كه روا داشته شده است بر ايشان اثم پس ضمير راجع باثم است و مراد بآن خيانتست كه آن دو گواه را واداشته بر اهل ميت بجهت خيانت در مال موصى به كه حق ايشان است و تسميه آن باثم بجهت آن است كه مستلزم و مستعقب اثم است و قوله الْأَوْلَيانِ صفت الذين است يا بدل آن يعنى از آنان كه متقدماند بر اجابت در شهادت بجهت احقيت ايشان بقرابت و كثرت معرفت بمال موصى مراد اولياى ميتاند و حفص استحق بصيغه معلوم ميخواند و اوليان كه تثنيه اسم تفضيل است يعنى از آنان كه استحقاق دارند از موصى به كه بر ايشان رد كنند و آنها احق و اولىاند بشهادت از آن دو بيگانه زيرا كه خويشانند و شناساترند بحقيقت امر ايشان و بنا بر اين اوليان خبر مبتداى و يا مبتداى آن محذوف باشد اى هما الاوليان و يا خبر آخران و يا بدل از آن و يا بدل از ضمير يقومان و بر هر تقدير دو گواه برخيزند فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ پس سوگند خورند بخداى مضمون اين كه (لشهادتنا أحق من شهادتهما) هر آينه گواهى ما سزاوارتر است از گواهى دو تن كه قبل از اين گواهى دادهاند و اولى بقبول وَ مَا اعْتَدَيْنا و ما ستم نميكنيم و از حد در نميگذريم در اين گواهى إِنَّا إِذاً بدرستى كه ما آن هنگام كه چنين كنيم لَمِنَ الظَّالِمِينَ از ستمكاران باشيم كه وضع باطل كردهاند در موضع حق و يا ستمكار بر نفس خود اگر اعتدا كرده باشيم از اين پس حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله فرمود تا عمرو عاص و مطلب بن ابى وداعه برخواستند و سوگند خوردن بخدا بعد از صلاة عصر كه اين انا حق بديل بوده و ايشان خيانت كردهاند بعد از آن حضرت حكم فرمود تا آنكه انا را بورثه بديل دادند ذلِكَ اين حكم كه مذكور شد يا تحليف شاهد أَدْنى اقربست و ادعى أَنْ يَأْتُوا بآنكه بيايند گواهان بِالشَّهادَةِ بگواهى دادن عَلى وَجْهِها بر طريق آن يعنى بر مثل آنچه حكم