تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٢ - سوره المائدة(٥) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
القرآن نزولا فاحلوا حلالها و حرموا حرامها
دافع نسخ است و تفصيل اين مذكور خواهد شد حاصل كه دو عدل از مسلمانان گواه گيريد و اگر متعذر باشد دو كس ديگر كه از غير اهل اسلام باشند گواه گيريد إِنْ أَنْتُمْ اگر باشيد ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ كه سفر كنيد در زمين فَأَصابَتْكُمْ پس برسد بشما مُصِيبَةُ الْمَوْتِ رسيدن مرك يعنى نزديك شويد بمرك جواب شرط محذوفست كه مدلول عليه أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ است و اين شرط و جزا جمله معترضه است و فايده آن دلالت است بر آنكه سزاوار آن است كه دو كس از شما گواه شوند و اگر متعذر باشد هم چنان كه در سفر پس از غير شما و قوله تَحْبِسُونَهُما صفت اخران است يعنى گواهى دهند دو تن ديگر از غير شما كه باز داريد آنها را مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ از پس نماز ديگر و ميتواند بود كه تحبسونهما استيناف باشد گوييا سايلى ميگويد كه (كيف نعمل ان ارتبنا بالشاهدين) يعنى چگونه كنيم اگر شك داشته باشيم بگواهان و از تهمت ايشان ايمن نباشيم جواب ميدهد كه حبس كنيد آنها را پس از نماز عصر كه وقت اجتماع مردمان است و مصادمه ملائكه ليل و نهار و گويند هر نمازى از نمازهاى يوميه كه اتفاق افتد و بنا بر اول الف و لام عهد است و بنا بر ثانى الف و لام جنس است و اول قول اكثر است و مروى از ابو جعفر عليه السلام و بصحت پيوسته كه اهل حجاز بعد از عصر سوگند ميدادند بجهت اجتماع مردمان و تكاثر آنها در آن وقت فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ پس سوگند خورند بخدا إِنِ ارْتَبْتُمْ اگر شك داريد شما در ايشان يعنى اگر وارثى از شما ايمن نباشد از تهمت شاهدين لا نَشْتَرِي بِهِ مقسم عليه است و ان ارتبتم جمله معترضه كه مفيد اختصاص قسم است بحال ارتياب يعنى مضمون سوگند ايشان اين باشد كه ما بدل نه ميكنيم باين سوگند ثَمَناً بهاى آن را كه مال دنيا است يعنى براى طمع مال ميت سوگند بدروغ نميخوريم وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى و اگر چه مقسم له و مشهود له خويش ما باشد كه سوگند بدروغ ياد نميكنيم جواب اين نيز محذوفست اى لا نشترى وَ لا نَكْتُمُ و نميپوشيم شَهادَةَ اللَّهِ گواهى خداى را يعنى گواهى كه خداى ما را باقامه آن فرموده إِنَّا إِذاً بدرستى كه ما آن هنگام كه بپوشيم گواهى را لَمِنَ الْآثِمِينَ هر آينه از بزهكاران باشيم بعد از نزول اين آيه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله تميم و عدى را بعد از نماز عصر نزديك منبر سوگند داد بر مضمون مذكور كه ما قصد مال بديل نكردهايم و اين سوگند براستى ميخوريم پس بفرمود تا دست از ايشان باز داشتند بعد از آن اناى گمشده را در