تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٠ - سوره المائدة(٥) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
اين آيه بر امر بمعروف و نهى از منكر چند وجه است يكى آنكه دلالت نميكند مگر بر آنكه بنده مطيع مؤاخذ بذنوب غير خود نميشود دويم آنكه اقتصار بر اهتدا باتباع امر خدا مخصوص است بحال تقيه و يا بحالى كه انكار مؤثر نباشد و يا منجر بمفسده شود چنانچه روايت كردهاند كه ابا ثعلبه اين آيه را از آن حضرت پرسيد فرمود كه امر بمعروف كنيد و نهى از منكر مگر در صورتى كه هر ذى رائى برأى فاسد خود راسخ شود و از آن برنگردد و دنيا را بر دين اختيار كرده تابع هواى خود گردد در اينصورت ملتزم شوند باصلاح نفس خود و بگذاريد آنها را سيم آنكه اين آيه او كد آيتست در وجوب امر بمعروف و نهى از منكر زيرا كه حقتعالى مؤمنانرا خطاب فرموده به اينكه عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ اى اهل دينكم هم چنان كه در جاى ديگر فرموده كه (لا تقتلوا انفسكم لا يضركم من ضل من الكفار) پس معنى آنست كه اهل دين خود را از ناشايست منع كنيد و بطاعت و عبادت امر نمائيد كه كفار در اين باب ضررى بشما نتوانند رسانيد و اينقول ابن عباس است در روايت عطا از او و صحيح آنست كه آيه متضمن امر به معروف و نهى از منكر است زيرا كه اين قسمى از اقسام اهتداست چنان كه مبين شد و مؤيد اينست كه آن حضرت در تفسير اين آيه ميفرمود كه بايد نهى از منكر فرو نگذاريد مگر گاهى كه مردمان بر فعل قبيح خود مستبد و متعجب و خوشحال باشند چون چنين باشند هر يك حصه نفس خود را نگاه داريد و در تذكيه نفس خود كوشيد و عوام را بكار خود باز گذاريد كه زود باشد كه از پس شما روزگارى پيدا شود كه ايام صبر باشد و هر كس در آن ايام بطاعت خدا مشغول باشد وى را ضلال ديگران زيان ندارد بلكه ضلال او مثمر هلاكت او باشد و كسى كه در آن روزگار بمثل شما عمل كند يك طاعت او برابر پنجاه طاعت شما باشد و هر مرد از ايشان را درجه پنجاه مرد باشد و بروايت ديگر درجه يكى از ايشان بمثل درجات پانصد كس شما باشد گفتند يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله اين چگونه باشد كه در طاعت مثل يكديگر باشيم و در درجه به اين مثابه تفاوت داشته باشيم فرمود بجهت آنكه پيغمبر خدا در ميان شما است و بفراغت از او اخذ مسائل حلال و حرام ميكنيد و بآن عمل مينمائيد و آنها در زمانى باشند كه نه پيغمبرى را ببينند و نه امامى و بمجرد آنكه شنيده باشند كه پيغمبرى از نزد خدا آمده و بيان حلال و حرام كرده و ايشان تصديق او كرده باشند و به او امر و نواهى او كه در كتاب نوشته باشد عمل كنند و بطاعت و عبادت اقدام نمايند پس فرق ميان شما و ايشان بسيار باشد واقدى از اسامة بن زيد نقلكرده و او از پدر خود و وى از جماعت اهل تفسير و او از ابى جعفر (ع) نيز روايت كردهاند كه تميم دارمى و عدى بدوى كه انصارى بودند بتجارت عزيمت شام كردند و مسلمانى كه بذيل نام داشت و مولى عمرو عاص بود با ايشان همراه بود چون بولايت شام رسيدند بذيل بيمار شد و آنچه با خود داشت از نقود و امتعه بر صحيفه ثبت كرد و در ميان رخوت مختفى