تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٧ - سوره المائدة(٥) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
و غير از مردمان بار بر او ننهادندى و بر زنان حرام بودى و چون بمردى گوشت او را نخوردندى و سايبه آنكه شخصى شترى از مال خود جدا كردى و بيكى از صدنه كعبه دادى كه اين را نگاه دار تا راه گذريان كه فرو مانند بر آن نشينند و گوشت و شير او جز ابناء السبيل نخوردندى و گوسفندى چون هفت بطن بزادى بطن ثامن ملاحظه كردندى اگر انثى بود ميگفتند كه از آن ما است در ميان رمه سر ميدادند و اگر ذكر بودى گفتندى كه از آن خدايان ما است آن را ذبح كردندى و اگر نر و ماده بودى نر را نميكشتند و آن را از براى ماده ميگذاشتند و ميگفتند كه وصلت اخاها يعنى انثى ببرادر خود پيوست و برادر حكم او را گرفت و آن را وصيله خواندندى و زنان شير او را نخوردندى بلكه مخصوص بمردان بودى و او را جارى مجراى سايبه گفتندى و فحلى كه ده سال ناقه را آبستن ساختى ميگفتند حمى ظهره پشت خود را حمايت كرد ديگر سوارى نميكردند و از هيچ آب و گياه منع نمينمودند و او را حام ميگفتند و از زمان عمرو بن لحى تا زمان حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله اهل اين قبايل سبع بر اين آئين بودند و داعيه ايشان آن بود كه خداى تعالى ايشان را بآن فرموده حقتعالى رد سخن ايشان كرد آيه فرستاد كه ما جَعَلَ اللَّهُ تعيين نكرده است خداى و امر نفرموده است و مقرر نساخته هيچ چيز مِنْ بَحِيرَةٍ از ناقه گوش شكافته و اشتقاق آن از بحر است بمعنى شق يقال (بحرت اذن الناقة ابحرها بحرا اذا شققتها شقا واسعا و الناقة بحيرة و هى فعلية) بمعنى مفعولة مثل نطيحة و ذبيحة و اصل باب آن سعه است (و سمى البحر بحرا لسعته و فرس بحر واسع الجرى) و
فى الحديث انه قال (ص) لفرس له وجدته بحرا
وَ لا سائِبَةٍ و نه ناقه بچرا باز گذاشته و هى فاعلة (من ساب الماء اذا جرى على وجه الارض) يقال (سبت الذابة اذا تركها) وَ لا وَصِيلَةٍ و نه شانى كه ببرادر پيوسته بود و اين فعليه ايست بمعنى (مفعولة كانها وصلت بغيرها و بمعنى فاعله لانها وصلت اخاها) و اين اظهر است در آيه حامٍ و نه حمايت كننده ظهر خود و نگهدارنده آن حاصل كه اين آيه رد انكار آن چيزيست كه اهل جاهليت ابتداع آن كرده بودند و معنى جعل وضع و شرع است و لهذا متعدى بيك مفعول شده است كه آن بحيره است و من مزيده است و در اين دلالت است بر بطلان مذهب مجبره زيرا كه حقتعالى نفى جعل بحيره و غير آن نموده و نزد مجبره آنست كه جاعل همه چيز حقتعالى است و بعد از آن تبيين فرموده كه اين جماعت كه قايل ايناند كافرند و مفترى و كذب بر خدا در اضافه فعل غير باو فقال وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا و ليكن آنها كه كافر شدند چون عمرو بن لحى و اتباع او