تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣ - سوره النساء(٤) آيات ٤٠ تا ٤٩
كرد در انوار گفته كه اين متعلق است بقوله و لا جنبا و استثنا از اعم احوالست كانه قال (و لا تقربوا الصلاة جنبا فى عامة الاحوال الا فى السفر) يعنى در هيچ حالى از احوال نماز مگذاريد وقتى كه جنب باشيد مگر در سفر كه چون آب نيابيد تيمم كرده بنماز مشغول شويد و شاهد اينست تعقيب آن بذكر تيمم و ميتواند بود كه الا بمعنى غير باشد كه صفت جنبا باشد اى غير عابرى سبيل و در ايندلالتست بر آنكه تيمم رفع حدث نميكند و كسى كه تفسير صلاة بمواضع آن كرده تفسير عابرى سبيل نمود (بمجتازين فى المساجد) يعنى جنب در مسجد ميائيد مگر در حالت اجتياز و گذر كردن كه از يكدر درآئيد و از در ديگر بيرون رويد و در اين دليلست كه تيمم رفع حدث نمىكند و قوله حَتَّى تَغْتَسِلُوا غايت نهيست از فرمان بصلاة در حالت جنابت يعنى بوقت جنابت نزديك بنماز مشويد تا آنكه غسل كنيد مگر وقت عدم و جدان آب در سفر كه آن زمان تيمم كنيد غرض از آن عدم قدرتست بر استعمال خواه در سفر يا در غير سفر و چون اين آيه در بعضى اسفار واقع شده چنان كه در آخر آيه بيايد از اينجهت فرموده كه عابرى سبيل و اگر نه مراد از آن عدم قدرتست بر استعمال آب مطلقا و يا آنكه مراد جواز اجتياز است در مساجد بدون غسل چنان كه گذشت و در كنز العرفان آورده كه نهى مذكور متوجه بمثل كسى است كه ابتداء سكر او باشد نه آنكه سكر تمام داشته كه مزيل عقلست رأسا و اصلا و گويند مراد بآن ناعس است كه ابتداء خوابست و نزد بعضى ديگر مراد نهى است از نفس سكراى (و لا تسكروا و انتم مخاطبون بالصلاة) و اين هر دو قول ضعيفاند اما اول زيرا كه خروج است از حقيقت بمجاز و اما ثانى زيرا كه اكثر مفسران بر آنند كه نزول اين آيه قبل از نزول آيه تحريم خمر بوده و نيز نهى اينجا صريح است از قرب بصلاة و نه از سكر و گويند مراد آنست كه
لا تقربوا مواضع الصلاة و هى المساجد
و اينقول مرويست از باقر عليه السّلام و اين حق است و مؤيد اين است قوله الا عابرى سبيل زيرا كه عبور حقيقت در جواز مكانى است پس بنا بر اول و لا جنبا تا آخر باين معنى است كه (الا مسافرين سفرا يقع فيه التيمم فتصلون كذلك) و بر ثانى باين معنى كه (الا مجتازين فى المساجد من غير استقرار) و اين مذهب ما است و مذهب شافعى بخلاف ابو حنيفه كه او مانع جواز است مگر كه در مساجد يا در طريق آب باشد و در اين دلالتست بر عدم جواز استقرار در مساجد و الا استثنا است از لا تقربوا الصلاة اى لا تقربوا المساجد للصلاة و غيرها الا عابرى سبيل لكون الطريق فى المساجد و اين عام مخصوص است نزد ما بماعداء مسجدين چه در مسجدين جايز نيست عبور از آن و در مجمع آورده كه اگر گويند چگونه جايز باشد نهى سكران در حالت سكربان زوال عقل كه موجب خروج مكلف است از تكليف و جواب از اين آنست كه مراد بسكر بمثل است چنان كه گذشت و يا غرض نهى